پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٢ - ٣ آفرينش فاطمه عليها السلام
نقل شده روزى رسول خدا عليها السّلام در أبطح جلوس فرموده بود كه جبرئيل بر او نازل شد و عرضه داشت: اى محمد! خداى سبحان به شما درود و سلام فرستاده و فرمان مىدهد چهل روز از خديجه كنارهگيرى كن. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم عمّار ياسر را خدمت خديجه فرستاد و او را در جريان اين فرمان الهى قرار داد.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم چهل روز روزه گرفت و شبها به نماز ايستاد. با پايان يافتن چهل روز، جبرئيل نازل شد و عرضه داشت: اى محمد! خداى بزرگ و بلند مرتبه به شما درود مىفرستد و دستور مىدهد مهياى اعطاى تحيّت و تحفه او باشى. در همين اثناء ميكائيل نازل گشت و طبقى را كه با پارچهاى از حرير نازك پوشانده شده بود با خود داشت و آن را در مقابل رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم قرار داد و جبرئيل وارد شد و عرضه داشت: اى محمد! پروردگارت فرمان مىدهد كه امشب از اين غذا افطار نمايى.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از آن غذا تناول فرمود و سير شد و به اندازه كافى آب نيز نوشيد، سپس بهپا خاست نماز بگزارد كه جبرئيل حضور وى رسيد و عرضه داشت: در اين لحظه نماز بر تو حرام است[١] تا به منزل خديجه بروى، زيرا خداى عزوجلّ با خود پيمان بسته است امشب از صلب تو فرزندان پاك و منزّهى را بيافريند. در پى اين فرمان، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شتابان رهسپار منزل خديجه شد.
حضرت خديجه عليها السّلام مىگويد: من با تنهايى مأنوس بودم، با فرارسيدن شب روپوشى بر خود مىپوشاندم، پردههاى خانهام را آويزان و در خانه را مىبستم و پس از بهجاى آوردن اذكار و اورادم چراغ خانه را خاموش كرده و
[١] . شايد منظور، نماز نافله باشد.