پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٤ - ٢ فضايل اخلاقى
گذشت، پاسخ مىداد، از اعمال ناشايسته گريزان و به كارهاى نيك فوقالعاده رغبت و تمايل داشت، در گفتارش بسيار راستگو و در نيّت و وفادارى صادقانه بود، در بلنداى قلّه عفّت و پاكدامنى جاى داشت، برخوردار از دامنى پيراسته و چشمى پاك بود و هواى نفس بر او فرمان نمىراند زيرا از تبار پيامبرى بود كه خداوند در شأنشان آيه تطهير نازل كرد و آنان را از پليدىها دور، و پيراسته گرداند. به جهت پاكدامنى و خويشتندارى هرگاه قصد داشت با فردى سخن بگويد و يا در جمع مردان خطابه ايراد كند، پردهاى ميان او و آنان حائل بود، عفّت و خويشتندارىاش به اندازهاى شگفتآور بود كه حتى در انديشه پوشيدگى اندام خود پس از مرگ نيز بود، و مىگفت: چهكار زشتى است بر جنازه زنان پوششى مىافكنند كه اندام او را به درستى نمىپوشاند.[١]
در زندگى، فوقالعاده اهل قناعت و بر اين باور بود كه حرص و طمع، دلها را جدا و كارها را نابسامان مىسازد او، سخن پدر ارجمندش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را همواره به خاطر داشت كه فرمود:
فاطمه جان! در مشكلات دنيا شكيبايى كن تا به نعمتهاى جاودان الهى دست يابى.
به زندگى ساده راضى بود و در برابر سختىهاى زندگى پايدارى مىكرد و به روزى اندك حلال، قناعت مىورزيد و راضى به نظر مىرسيد. هرگز آزمند مال ديگران نبود و به آنچه كه حق او نبود، چشم نمىدوخت. هيچگاه با خواهش از ديگران، خويش را كوچك و خوار نمىساخت و سمبل بىنيازى نفس بود زيرا پدر بزرگوارش فرمود:
[١] . اهل البيت/ ١٣٢- ١٣٤.