پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٨ - مخالفتهاى عملى
عباده انجام داد و دستور قتل وى را صادر كرد، درباره آنان نيز به اجرا درنياورد.
از جمله موارد اين رفتار خشونتآميز را در توصيفى مىتوان يافت كه خليفه از على عليه السّلام ارائه داد و وى را كانون فتنه تلقّى كرد و به امّ طحال[١] تشبيه كرد، و عمر در كمال روشنى به على عليه السّلام گفته بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از ما و شماست.
٢. خليفه، هيچيك از بنى هاشم را در امور مهمّ دولتى شركت نداد و بر وجبى از خاك پهناور مملكت اسلامى فرمانروايى نبخشيد در صورتىكه امويان در اين خصوص از سهم بزرگى برخوردار بودند، از لابلاى بحث و مناقشهاى كه ميان خليفه دوم و ابن عباس رخ داد و خليفه، بيم و وحشت خود را از فرمانروايى دادن ابن عباس بر شهر «حمص» ابراز داشت، به روشنى مىتوان دريافت كه اين قضيه زاييده سياستى حساب شده بوده است زيرا خليفه از آن بيم داشت كه اگر بنى هاشم در مراكز كشور اسلامى فرمانروايى يابند و پس از مرگ او نيز بر سر قدرت بمانند، خلافت به سرنوشتى كه بر خلاف ميل او بود دچار گردد.[٢]
٣. خليفه، خالد بن سعيد بن عاص كه خود، وى را به فرماندهى سپاه برگزيده و براى فتح شام بدان سامان گسيل داشته بود تنها بدينجهت از فرماندهى بركنار كرد كه عمر بن خطاب گرايش و تمايل خالد بن سعيد را به بنى هاشم و خاندان پيامبر و موضع خالد را پس از وفات رسول خدا در قبال اهل بيت، به خليفه گزارش كرد.
بنابراين، هيئت حاكمه مىكوشيد بنى هاشم را با ساير مردم، برابر قلمداد كند و اختصاص خويشاوندى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را از آنان باز ستاند تا با اين
[١] . زن بدكاره معروف عرب.
[٢] . مروج الذهب در حاشيه جلد پنجم تاريخ ابن اثير ١٣٥.