پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٦ - ١ ماجراى سقيفه
ادعاى عمر بوده است. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم نه انجام كارى را به ابو بكر سفارش كرده و نه او را در جايگاهى قرار داده كه برايش امتيازى بر ديگران تلقّى شود و اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در غزوه ذات السلاسل، ابو بكر را در رأس گروهى از گشتىها اعزام نمود و يا پرچم را در روز خيبر به او سپرد، [به گواه تاريخ] در همه موارد ياد شده ابو بكر با شكستى مفتضحانه بازگشت و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در روزهاى پايانى عمر شريف خود كه زمان رحلتش را نزديك مىديد، تصميم گرفت او و عمر بن خطاب را به عنوان سربازان سپاه اسلام به فرماندهى اسامة بن زيد كه حداكثر، بيش از بيست سال از سن او نمىگذشت، از مدينه بيرون كند.
ولى در مورد نمازى كه ابو بكر برخى روزها در دوران بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم با مردم بهجا آورد و ابو عبيده در سخنان خود با انصار بدان اشاره كرد، بايد گفت: با اينكه امامت در نماز همواره عملى رايج بوده و هست و كوچك و بزرگ و اهل فضل و كمال و نيز بىبهرهگان از علم و دانش، عهده دار آن مىشدهاند، بر فرض كه چنين اتّفاقى افتاده باشد، موجب فضيلت ابو بكر بر هيچيك از مردم نمىشود و چنين عملى از ويژگىهاى پيامبران و اولياء و شخصيتهاى برجسته و با قداست، بهشمار نمىآيد، از سويى چون رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در وضعيتى بسر مىبرد كه نمىبايست بستر خويش را ترك گويد، عايشه از پيش خود پدرش را براى اقامه نماز با مردم فراخواند ولى زمانىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از ماجرا آگاه شد با تكيه بر دست على عليه السّلام و عباس با حال تبدار از منزل خارج شد و ابو بكر را از محراب خويش كنار زد و خود با اينكه از شدّت درد و بيمارى رنج مىبرد، با مردم نماز گزارد.
شگفتآور است مسألهاى را كه عقل و منطق پذيراى آن نيست، جمعى از علما و ارباب حديث اهل سنّت براى ابو بكر فضيلتى تلقى مىكنند كه وى را