پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٤ - ١ هجرت زهرا عليها السلام به مدينه
و از ما درگذر. حضرت فرمود: «من اكنون به سوى پسر عمويم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم رهسپارم، هركس دوست دارد بدنش را قطعهقطعه و زمين را از خونش سيراب سازم، مرا تعقيب كند.» بدين ترتيب، دشمن با خوارى و ذلّت و شكست، به ديار خود بازگشتند.
آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام رو به همراهانش أيمن و ابو واقد كرد و به آنها فرمود: «زانوى شتران خود را باز كنيد» سپس پيروزمندانه كاروان را به حركت درآورد تا در «ضجنان» فرود آمدند يك شبانهروز در آنجا درنگ كردند و جمعى از مؤمنان مستضعف به آن بزرگوار پيوستند. آنشب را تا صبح در همه حالات، به نماز و راز و نياز و ياد خدا سپرى كردند، آنگاه امام عليه السّلام نماز صبح را با آنان به جماعت خواند و پس از آن مسير خود را ادامه داده تا به منطقه «قباء» نزديك مدينه رسيده و به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه در آن سامان در انتظار آنان به سر مىبرد، پيوستند.[١]
قبل از رسيدن آنان به آن منطقه فرشته وحى بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرود آمد و آياتى از قرآن مجيد را در شأن آنان نازل كرد از جمله:
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ ...؛[٢]
آنانكه در حال ايستاده و نشسته و بر پهلو خوابيده، خدا را ياد مىكنند.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم پانزده روز در منطقه «قباء» در انتظار ورود كاروان على عليه السّلام درنگ فرمود و در آن فرصت مسجد «قباء» را بنا كرد كه در مورد آن آياتى نازل گرديد:
لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ؛
[١] . مناقب ١/ ١٨٤.
[٢] . آل عمران/ ١٩١- ١٩٥.