پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٠ - ٣ فاطمه در بوته امتحان
اين منظره دردناك تأثير خود را بر روح و روان فاطمه بهجاى مىنهد، و او را به اظهار حزن و اندوه بر پدر بزرگوارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم رهبر و پيشواى اسلام، وامىدارد و به گريه مىافتد و گستاخى افراد نادان و سركشان بيدادگر نسبت به شخصيتى كه خواهان رهايى آنان از تاريكىها به نور و روشنايى و هدايت و راه راست بود، برايش اندوهبار و رنجآور مىنمود. رفتار فاطمه پدر را نگران مىساخت و احساس مىكرد قلب نازنين زهرا را رنج و اندوه فرا گرفته است. از اينرو، مىكوشيد تا از اندوه فاطمهاش بكاهد و او را به صبر و شكيباى تشويق نمايد، لذا دستان مبارك خويش را با محبّت و مهربانى بر سر فاطمه مىكشيد و بدو مىفرمود:
دخترم! گريه مكن، خداوند حافظ و نگاهدار پدر توست و او را در مبارزه بر ضدّ دشمنان دين و رسالتش يارى خواهد كرد.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم با اين سخنان جهادى و مربّيانه مىكوشيد تا روح بلند جهاد و مبارزه را در جان زهرا عليها السّلام غرس و روان و دلش را از صبر و بردبارى و اعتماد به خدا، سرشار گرداند.
اين صحنههاى حزنانگيز و دردناك پايان نپذيرفت و آزار و اذيّت و بىاعتنايى قريش در مورد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم و رسالت الهى و هدايت و آزادى، به اين اندازه متوقف نگشت، بلكه قريش به سركشى خود ادامه داده و بر خيره سرى و تكبّر و غرور خويش پافشارى نشان دادند.
از عبد اللّه بن مسعود روايت شده كه گفت: جز يك روز، هيچگاه نديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم قريش را نفرين كند و آن زمانى بود كه حضرت در حال نماز گزاردن بود جمعى از قريش نشسته بودند و در نزديكى آنان شكمبه شترى قرار داشت آن گروه با خود گفتند: چه كسى حاضر است اين شكمبه را بردارد