پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٧ - ٢ وفات خديجه عليها السلام و سال اندوه
وجود نداشت. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فاطمه را بسيار دوست مىداشت- و هركجا لازم مىديد- بر اين محبّت و علاقه خود نسبت به فاطمه تأكيد مىفرمود و ميان امّت به تشريح مقام و جايگاه زهرا مىپرداخت. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم با اين عمل در حقيقت، موضوع بزرگ و مهمّى را كه به فاطمه و سلاله پاكش و به همه امت اسلامى ارتباط داشت، زمينهسازى مىكرد. سبب تأكيد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بر اين موضوع اين بود كه مسلمانان به مقام و منزلت فاطمه و جايگاه فرزندانش، امامان و پيشوايان دين، پى ببرند و حق فاطمه را ادا و مقام و منزلت و حرمتش را حفظ نمايند و با معرّفى فاطمه، به مسلمانان تأكيد مىكند كه:
«فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبنى»؛[١]
فاطمه پاره تن من است، كسى كه او را به خشم آورد، مرا خشمگين ساخته است.
فاطمه عليها السّلام نشو و نما كرد و بالندگى يافت و مهر و محبّت پدر نسبت به او نيز همراه وى به كمال خود رسيد و مهر و عاطفهاش به زهرا فزونى گرفت، فاطمه نيز در مقابل به پدر بزرگوار خويش محبّت مىورزيد و دل او را از عاطفه و محبت و توجه، سرشار مىساخت. به همين دليل رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم او را «امّ أبيها» نام نهاد.
اينگونه مهر و محبّت برترين الگو و سرمشق علاقه و محبّت پاك پدرى بهشمار مىآمد كه در ساختار شخصيت فرزندان و جهت دادن سير و سلوك و زندگى آنان سهمى بسزا داشت، اين عشق و علاقه، برجستهترين نمونه توجّه و عنايت اسلام در مورد دختران مسلمان و تعيين جايگاه و مقام و منزلت آنان تلقّى مىشود.
[١] . صحيح بخارى ٥/ ٣٦، كنز العمال ١٢/ ٣٤٢٢٢، مناقب ٣/ ٣٣٢، ذخائر العقبى/ ٤٧.