پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٦ - ٢ ازدواج پيامبر با خديجه
هر يك از دختران دلخواه خود از بنى هاشم ازدواج كند، ولى اراده خداوند بر اين تعلق گرفت كه دل خديجه را متوجه آن بزرگوار كرده و به او دلبسته گرداند و پيامبر با پذيرش درخواست خديجه، با او ازدواج نمايد.
خديجه به همسرش محبّتى بىمنّت مىورزيد، بلكه از او عشق و محبّتى سرشار از سعادت دريافت مىكرد، دارايى و ثروتش را بىهيچ منّتى در اختيار او قرار مىداد و از او هدايتى برتر از گنجهاى زمين برمىگرفت و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم نيز به نوبه خود، به او عشق و محبّتى بىمنّت ابراز مىكرد و به وى ارج مىنهاد و اين عمل، خديجه را به منزلتى والا ارتقاء بخشيد. بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: اسلام، با شمشير على و دارايى خديجه سرپا شد و تا خديجه زنده بود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم با زنى ازدواج نكرد.
ماجراى ازدواج حضرت خديجه عليها السّلام با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نقطه عطف مهم و درخشانى در زندگى آن بانوى بزرگ تلقّى مىشود. خديجه عليها السّلام از روح استقلال و اعتماد به نفس و آزاد منشانهاى برخوردار بود، و با درك و خرد خدادادىاش، بهسان برجستهترين مردان، به بازرگانى و تجارت مىپرداخت و از ازدواج با اشراف و بزرگان و ثروتمندانى كه به خواستگارى وى آمدند، استنكاف نمود و بىدرنگ به ازدواج با محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه مردى تهيدست و يتيم بود، راضى شد، بلكه خود با اشتياق، به آن حضرت پيشنهاد ازدواج با مهريهاى از اموال خود، داد. آنگاه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم تصميم گرفت با خديجه دختر خويلد ازدواج كند، ابو طالب با اعضاى خاندان خود به اتّفاق جمعى از قريش به خانه عموى خديجه وارد شدند و ابو طالب آغاز سخن كرد و اظهار داشت:
«حمد و سپاس پروردگار اين خانه [كعبه] را مىسزد كه ما را از نسل ابراهيم و فرزندان اسماعيل مقرر داشت و در حرم امنى جاى داد و بر مردم