پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٩ - ٤ اخلاق و ادب
اى رسول خدا! سلمان از وضعيت لباس من در شگفت شد، سوگند به كسى كه تو را به حق برگزيد، پنج سال است زيرانداز من و على پوست گوسفندى است كه روزها روى آن به شترمان علف مىدهيم و شبهنگام روى آن مىخوابيم و بالشهايمان از پوست و داخل آنها با ليف خرما پر شده است، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: سلمان! دخترم فاطمه از ديگر زنان پيشى گرفته است.[١]
١٥. از على بن حسين بن على عليهما السّلام روايت شده فرمود:
روزى شخص نابينايى اجازه خواست خدمت فاطمه عليها السّلام برسد، فاطمه خود را از او پنهان ساخت، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به او فرمود: فاطمه جان! او كه تو را نمىبيند، چرا خود را از او پنهان كردى؟ عرضه داشت: اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم! اگر او مرا نمىبيند من او را مىبينم و بوى زن را استشمام مىكند، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: گواهى مىدهم كه تو پاره تن من هستى.[٢]
١٦. يزيد بن سنان، از حسن بن على واسطى، از بشير بن ميمون واسطى، از عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب روايت كرده كه گفت: مادرم فاطمه دخت امام حسين عليه السّلام از فاطمه زهرا عليها السّلام دخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم برايم نقل كرد و گفت:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم براى امام حسن و امام حسين معوذّتين مىنوشت (آنها را در پناه خدا قرار مىداد) و همانند سورهاى كه از قرآن بدانها مىآموخت، اين كلمات را به آنها ياد مىداد و مىفرمود: از شرّ هر شيطان و حشره، و از شر هر چشم بدخواه و حسود به كلمات تامه الهى پناه مىجويم.[٣]
١٧. از حضرت زهرا عليها السّلام روايت شده كه فرمود:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شبهنگام وقتى بسترم را براى خواب گسترده بودم بر من وارد شد و فرمود: فاطمه جان! تا چهار كار را انجام ندادهاى به بستر خواب مرو. نخست: قرآن را ختم كرده
[١] . عوالم المعارف ١١/ ١٣٠.
[٢] . ملحقات احقاق الحق ١٠/ ٢٥٨.
[٣] . الذرية الطاهره، از ابن حماد انصارى دولابى: ١٤٩ چاپ جامعه مدرسين قم.