پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٨ - ١١ نبش قبر
حق زهرا را با ستم بردند و ميراثش را آشكارا از او دريغ داشتند، اى پيامبر خدا! درد دل، با تو در ميان مىنهم و دل به ياد تو خوش مىدارم كه درود و صلوات و رحمت و بركات خدا بر تو و فاطمه باد.[١]
١١. نبش قبر
صبح روز بعد كه مردم براى تشييع پيكر زهراى مرضيه عليها السّلام گرد آمدند، اطلاع يافتند كه بدن دخت عزيز رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم شبانه و نهانى به خاك سپرده شده است.
امام على عليه السّلام در بقيع هفت صورت قبر يا بيشتر ايجاد كرد و از آنجا كه بقيع از همان دوران تاكنون گورستان اهل مدينه بوده و هست به همين دليل مردم روانه بقيع شده و به جستجوى قبر زهرا پرداختند ولى كار بر آنان دشوار آمد و به قبر حقيقى بانوى دو جهان دست نيافتند. از اينرو، صداى ناله و فرياد مردم بلند شد و يكديگر را مورد نكوهش قرار دادند و گفتند: پيامبرتان تنها يك دختر داشت و از دنيا رفت و به خاك سپرده شد و هيچيك هنگام رحلت و نماز بر جنازه او حضور نيافتيد و قبر او را نمىشناسيد. برخى از آنان پيشنهاد كردند و گفتند: عدّهاى از زنان مسلمان را مىآوريم تا قبر زهرا عليها السّلام را نبش كرده و پيكر او را خارج مىسازيم و بر آن نماز مىگزاريم.
روايت شده: ابو بكر و عمر به قصد نمازگزاردن بر پيكر فاطمه عليها السّلام بدان جا وارد شدند. مقداد به آنان گفت: ما شب گذشته پيكر مطهّر فاطمه را به خاك سپردهايم، عمر رو به ابو بكر كرد و گفت: به تو نگفتم آنها اينكار را خواهند
[١] . بحار الانوار ٤٣/ ١٩٣.