پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٩ - ٦ وصيت زهرا به على عليه السلام
سپس لحظاتى هردو گريستند و امام عليه السّلام سر مبارك فاطمه عليها السّلام را بر سينه نهاد و آنگاه فرمود:
[فاطمه جان!] هرگونه وصيتى مىخواهى به من سفارش كن، به وصيّتهايت مو به مو عمل خواهم كرد و هرچه را به من فرمان دادهاى به انجام مىرسانم، و فرمان تو را بر كار خود ترجيح مىدهم زهراى مرضيه عليها السّلام عرضه داشت:
پسر عمو! خداوند از ناحيه من به تو پاداش خير عنايت كند، نخستين وصيّتم اين است كه پس از من زنى را به ازدواج خويش درآورى .... زيرا مردان بدون زن نمىتوانند ادامه زندگى دهند.
و سپس معروض داشت:
سفارش بعدىام اين است كه اجازه ندهى هيچيك از افرادى كه در حقم ستم روا داشتند در تشييع جنازهام حاضر شوند، زيرا آنان دشمنان خدا و رسولند و رخصت ندهى هيچكدام از آنان يا هوادارانشان بر جنازهام نماز بگزارند و شبانگاه، آن زمانكه ديدگان مردم آرامش يافت و چشمها به خواب رفت، مرا به خاك بسپار[١].
پس از آن فرمود:
پسر عموى مهربان! از دنيا كه رفتم بدنم را از زير لباس غسل بده، زيرا بدنم پاك و پاكيزه است، با باقيمانده كافورى كه از پدرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بهجاى مانده مرا حنوط نما و خود بر پيكرم نماز بگزار، و سپس خويشان و نزديكان خاندانم به ترتيب بر جنازهام نماز بگزارند، شبانه و نهانى بدنم را به خاك بسپار و محل قبرم را پوشيده دار، هيچكس از كسانىكه در حقم ستم روا داشتند در تشييع جنازهام حاضر
[١] . روضة الواعظين ١/ ١٥١.