پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٣ - روزهاى پايانى عمر زهرا عليها السلام
روزهاى پايانى عمر زهرا عليها السّلام
فاطمه زهرا عليها السّلام پس از پدر بزرگوارش چند ماه بيشتر زنده نبود و اين مدت را، با گريه و آه و ناله سپرى كرد تا در زمره يكى از بسيار گريهكنندگان تاريخ درآمد و هيچگاه خندان ديده نشد.[١]
گريههاى زهرا از علل و اسباب و انگيزههاى گوناگونى برخوردار بود كه مهمترين آنها به جهت انحراف مسلمانان از راه راست و سقوط در وادى پر مخاطرهاى بود كه به اختلاف و جدايى و فروپاشى تدريجى مسلمانان مىانجاميد. آن مخدّره در دوران حيات پدر بزرگوارش شاهد گسترش رسالت الهى بود و در راه پيشبرد آن ارزشمندترين چيزهايى را كه در جهت پيروزى اسلام و تحكيم پايههاى عدل و داد در سراسر گيتى داشت، در طبق اخلاص نهاده و تقديم نمود، ولى غصب خلافت و رخدادهاى بعدى، كاخ آمال و آرزوهايش را درهم كوبيد و قلب و روح پاكش را اندوهگين و مكدّر ساخت و بدينسان، حزن و اندوهى افزون بر حزن و اندوه از دست دادن پدر بزرگوارش رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم متحمّل گشت.
روزى امّ سلمه بر حضرت زهرا عليها السّلام وارد شد و عرضه داشت: دخت رسول خدا! ديشب به تو چه گذشت؟ فرمود:
شب را ميان حزن و اندوه شديد بسر آوردم زيرا پيامبر از دنيا رفته و جانشين وى مظلوم واقع شده است. به خدا سوگند! پردههاى تزوير و فريب از كار كسىكه زمامدارىاش بر خلاف حكم خدا و قرآن و يا سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در تأويل و
[١] . طبقات ابن سعد ج ٢ بخش ٨٤٢، حلية الأولياء ٢/ ٤٣.