پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٥ - شيوه مسالمتآميز و نقش زهرا عليها السلام
خطر اندازد و با همان حالتى كه نمايشى داستانى به آن منتهى مىشود، به خلافت ابو بكر پايان دهد، نه آنگونه كه حكومتى برپا شده بر قدرت و سلاح متلاشى گردد.
نقش زهراى مرضيه عليها السّلام در اين خلاصه مىشد كه آن حضرت اموالى را كه ابو بكر به زور از وى گرفته بود، از خليفه مطالبه كند و اين مطالبه را وسيلهاى براى اعتراض به مسأله اساسى، يعنى خلافت قرار دهد تا مردم بدانند لحظهاى كه از على روگردان شده و به ابو بكر رو آوردند لحظه هوس و انحراف[١] آنان بوده و با اينكار دچار خطا و اشتباه شدند و با قرآن به مخالفت برخاسته و در غير آبشخور خود وارد شدند.[٢]
با شكل گرفتن اين انديشه به ذهن مبارك فاطمه عليها السّلام آن مخدّره تلاش خود را آغاز كرد تا اوضاع آن روز جامعه را سامان بخشد و از طريق متهم ساختن خليفه به خيانت آشكار و بىاحترامى به قانون، از دامان حكومت اسلامى كه پايههاى نخستاش در سقيفه نهاده شده بود، آلودگى انحراف را بزدايد و از آثار و نتايج صحنه انتخاباتى كه برخلاف كتاب خدا و واقعيت انجام پذيرفت و ابو بكر به عنوان خليفه از آن پيروزمندانه بيرون آمد، پرده برگيرد.[٣]
[١] . در صفحه ٢٣ بلاغات النساء نظير اين معنا را فاطمه زهرا عليها السّلام در خطبهاش بدان اشاره كرده و فرموده است« شيطان سرش را از نهانگاه خود پديدار ساخت و شما را فراخواند ومهياى پذيرش دعوتش و آماده فريبخوردنتان ديد، از شما خواست بر ضد حق قيام كنيد، و شما را مهياى اينكار ديد ... و بر غير شتر خود داغ و نشان نهاديد»
[٢] . در جلد ٦، ص ١٢ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد آمده است؛ امير المؤمنين عليه السّلام در گفتوگوى خود با مردم فرمود« اى جماعت مهاجرين! خدا را خدا را در نظر بگيريد، حكومت محمد را از خانه و كاشانهاش به خانههاى خود مبريد، و اهل بيت او را از حق و مقام وى ميان مردم محروم نسازيد، اى گروه مهاجرين! به خدا سوگند! ما اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بوده و از شما به خلافت، سزاوارتريم»
[٣] . الصواعق المحرقه ٣٦ چاپ مكتبة القاهره آمده كه خليفه دوم گفته است« بيعت ابو بكر عملى بى تدبيرانه بوده كه خداوند مسلمانان را از شر آن نگاهدارد، اگر كسى يكبار ديگر چنين بيعتى انجام دهد او را بكشيد ...» تاريخ الخلفاء ٦٧.