پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٣ - عكس العمل خليفه
شكن و استوار، طرحهاى خليفه را فاش و نقش بر آب ساخت و به بيان فضايل و كمالات شايسته خليفه واقعى اسلام پرداخت و بدينسان، فضا متشنّج شد و افكار عمومى به سود فاطمه و به سمت و سوى آن بانو متوجه شد و ابو بكر را در تنگنا و بنبستى بسيار دشوار قرار داد.
ابن ابى الحديد مىگويد: از ابن فارقى، مدرّس مدرسه الغربيه بغداد پرسيدم: مگر فاطمه در سخنانش راستگو نبود؟ پاسخ داد: چرا، قطعا راستگو بود، گفتم: اگر اينگونه است پس چرا ابو بكر حقش را به وى برنگرداند، او لبخندى زد و با سخنى دلپذير و پسنديده گفت: اگر خليفه به مجرد ادعاى زهرا، فدك را امروز به او مىداد بيم داشت فردا خلافت را براى همسرش امير المؤمنين مطالبه كند و خليفه را از مسند خلافت به زير بكشد، زيرا خليفه اعتقاد راسخ داشت كه زهرا عليها السّلام در هرچه ادعا كند، صادقانه سخن مىگويد و نيازى به گواه و شاهد ندارد، بنابراين، عذر خليفه پذيرفتنى نبود.[١]
عكس العمل خليفه
با آشفته شدن مجلس، مردم پراكنده شدند و صداى ناله و فرياد بلند شد و خطبه حضرت زهرا عليها السّلام سخن روز مردم شد، از اينرو، ابو بكر به تهديد و شكنجه متوسل شد.
روايت شده: ابو بكر، با مشاهده تأثير خطابه حضرت زهرا عليها السّلام بر مردم، به عمر گفت: مرگ بر تو، چه مىشد دست از سر من برمىداشتى، شايد كارها سر و سامان يافته و اوضاع آرام مىگرفت، آيا اينكار بهتر نبود؟
[١] . شرح ابن ابى الحديد ١٦/ ٢٨٤.