پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٨ - ٥ خطبه آتشين زهرا عليها السلام در مسجد پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم
با پايان يافتن سخنان زهراى مرضيه عليها السّلام، ابو بكر با توسّل به فريبكارى و استفاده از غفلت مردم كوشيد تا وضعيت را به حالت عادى بازگرداند و به فاطمه عليها السّلام عرضه داشت: اى دخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم! پدرت نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان و بر كافران عذابى دردناك بهشمار مىآمد، اگر نسبتش را بسنجيم، او پدر تو بود نه پدر ديگران، برادر پسر عمو و شوهرت على بود، نه برادر ديگر مردان، پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم، وى را بر ديگر خويشان و نزديكان، برگزيده و برتر مىدانست و او نيز در هر كار بزرگ و مهمّى، پدرت را يارى مىنمود، سعادتمندان، دوستدار شما و تيرهبختان، دشمنان شمايند. شما عترت پاك رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم و برگزيدگان نجيب و راهنمايان خير و نيكى و رهنمونگران ما به بهشت جاودانيد.
اى برترين بانو! و اى دخت برترين پيامبران! راست و صادقانه سخن گفتى و در عقل و خرد، گوى سبقت از ديگران ربودى، كسى تو را از حقّت بازنداشت و بر تو تهمت دروغ نبستند. به خدا سوگند! من بر خلاف نظر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم عمل نمىكنم و جز با اجازهاش كارى انجام نخواهم داد، پيشرو قبيله هيچگاه به مردم قبيلهاش دروغ نمىگويد، خدا را گواه مىگيرم! و هم او بر گواهىام بسنده است كه خود از رسول خدا شنيدم مىفرمود: ما پيامبران درهم و دينار و خانه و مزرعهاى به ميراث نمىنهيم، آنچه از ما مىماند كتاب و حكمت و دانش و نبوّت است و هرچه دارايى داريم مربوط به ولىّ أمر پس از ماست كه هرگونه خواست در آن حكم كند.
اى دخت پيامبر! آنچه را تو اكنون در پى دستيابى به آن هستى ما در راستاى خريد اسب و اسلحه، هزينه كردهايم تا مسلمانان بدين وسيله به كارزار بپردازند و با كفّار بجنگند و نابكاران گستاخ و گردنكش را درهم بشكنند. از