پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٥ - ٥ خطبه آتشين زهرا عليها السلام در مسجد پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم
١٣. بنابراين، از خدا آنگونه كه شايسته است پروا داشته باشيد و بكوشيد مسلمان از دنيا برويد، خدا را در آنچه امر يا نهى فرموده اطاعت نماييد- علم و دانش بياموزيد- زيرا تنها انديشمندان و آگاهان از خدا بيمناك كند.
١٤. سپس فرمود: مردم! بدانيد! من فاطمه و پدرم محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم است، آغاز و انجام سخنانم يكى است و در آن اشتباه راه ندارد و در كارهايم راه خطا نمىپويم.
پيامبرى از ميان شما برخاست و به سويتان آمد كه از رنجهاى شما نگران مىشد و به هدايتتان علاقه فراوان و نسبت به مؤمنان مهربان و دلسوز بود.
١٥. اگر در پى شناخت نسب او برآييد، ملاحظه مىكنيد كه او پدر من بوده است، نه پدر زنان شما! برادر پسر عموى من بوده، نه برادر مردان شما! وه! چه نسبى با افتخار؛ وى رسالتش را به خوبى انجام داد و مردم را به روشنى و وضوح، از عذاب خدا بيم داد، از راه و رسم مشركان سر برتافت و بر گردن آنها شمشير نهاد و گلويشان را فشرد تا از شرك، دست بردارند.
او همواره با دليل و برهان و اندرز سودمند، مردم را به راه پروردگار خويش فرا مىخواند، بتها را درهم مىشكست و مغزهاى پليد بتپرستان را به سنگ مىكوبيد و متلاشى مىساخت، بدينترتيب، تاريكىها برطرف و سپيدهدم برآمد و حق، آشكار گشت.
نماينده دين به سخن درآمد و زمزمههاى شياطين به خاموشى گراييد، نفاقافكنان به هلاكت رسيدند و گرههاى كفر و نفاق باز شد و زبان به كلمه اخلاص [لا اله الا اللّه] گشوديد در صورتى كه گروهى اندك و تهيدست و در لب پرتگاهى از آتش دوزخ قرار داشتيد و به جهت نفرات اندك خود، چونان جرعه آبى براى تشنهكام و يا لقمهاى براى گرسنه و يا شعله آتشى براى كسى كه شتابان در پى آتش است، مىمانديد و لگدكوب گامها بوديد و پيوسته از دستبرد دشمنان پيرامون خود بيمناك بوديد!