فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٨٥ - صورت سوم
صورت سوم:
اينكه كداميك زودتر مرده مشكوك باشد و احتمال تَقارن نيز در بين باشد و تاريخ فوت هيچ يك هم معلوم نباشد، چه سبب مرگشان يك چيز باشد و چه سبب مرگ هر يك غير از سبب مرگ ديگرى باشد، كه در همه اين صور بنابر اقوى هر يك از ديگرى ارث مىبرد؛ هرچند احتياط به صلح مطلوب است، مخصوصاً در موردى كه مرگ همه يا يكى از آنها بدون حادثه- يعنى طبيعى- باشد.
٢٢٦- طريقه ارث بردن كسانى كه با هم مردهاند از يكديگر، به اين صورت است كه هر يك از آنها را در حال موت ديگرى زنده فرض كنند و ارث او را از اموال ديگرى جدا كرده و به ورثه زنده او بدهند، آنگاه مردهاى كه مالش تقسيم شده است را در حال موت ديگرى زنده فرض نموده و ارثش را از اموال آن ميّت جدا كرده و به ورثهاش بدهند، پس اگر مثلًا پدر و پسرى براثرگاز بميرند و كسى نداند هر دو در يك آن مردهاند يا يكى زودتر از ديگرى مرده است، در اين فرض اگر پدر غير از آن پسرى كه با او مرده فقط يك دختر دارد و قيمت همه اموال پدر نهصد تومان است، و آن پسر هم كه با پدر مرده فقط يك پسر دارد و قيمت همه اموالش ششصد تومان است، در اين مثال ابتداء مرگ پدر را قبل از مرگ پسر فرض مىكنيم، در نتيجه پسر در حال فوت پدر زنده بوده و دو ثلث تركه پدر را كه ششصد دينار است به ارث مىبرد و آن دو ثلث به پسر خود او مىرسد، كه نوه آن پدر باشد، و يك ثلث باقى به دختر آن پدر مىرسد، سپس پسر را در حال حيات پدر، مرده فرض مىكنيم، در نتيجه پدر او يك ششم تركه وى را كه صد دينار است ارث مىبرد و چون خود آن پدر نيز مرده است آن صد دينار به وارث پدر كه دختر او باشد مىرسد و بقيّهاش به پسر آن پسر مىرسد.
٢٢٧- در ارث بردن افراد مذكور از يكديگر شرط است كه حاجب از ارث در كار نباشد، پس اگر در يك طرف حاجب باشد و طرف ديگر محجوب از ارث او باشد، باعث نمىشود كه طرف حاجب هم از او ارث نبرد، پس اگر- مثلًا- يكى از دو نفرى كه با هم مردهاند اصلًا مال ندارد، فقط او كه مال ندارد از ديگرى كه مال دارد ارث مىبرد.