فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤٨ - يك پسر و سه دختر از يك خواهر پدرى و يك پسر و يك دختر از خواهر پدرى ديگر با يك پسر و يك دختر از يك خواهر مادرى و دو پسر از خواهر مادرى ديگر
رؤوس دو گروه مادرىها است[١]- متوافق در نصفند، نصف يكى را در تمام ديگرى ضرب مىكنيم و شصت حاصل مىگردد و حاصل بدست آمده- شصت- در اصل فريضه- سه- ضرب و يكصد و هشتاد حاصل مىگردد و از اين فريضه- يكصد و هشتاد- به مادرىها ثُلث- شصت- سهم و به هر گروه سى مىرسد و بالسّويّة بينشان تقسيم مىگردد؛ و به پدرىها ثُلثان- يكصد و بيست سهم- مىرسد و به هر گروه شصت سهم داده مىشود و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى در گروه اوّل به پسر بيست و چهار سهم و به هر دختر دوازده سهم داده مىشود و در گروه دوّم به پسر چهل سهم و به دختر سى سهم داده مىشود.
٥٧١- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و نصيب آنها فرض مادرانشان است، به اين صورت كه نصيب پدرىها ثُلثان و مخرجش سه و نصيب مادرىها ثُلث و مخرجش سه است؛ و چون مخرج دو فرض ثُلثان و ثُلث- سه و سه- مُتماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و بين سه سهم باقى و دو- فرض زوج- تبايُن مىباشد، يكى در ديگرى ضرب مىشود و شش حاصل مىگردد، كه نصف آن- سه سهم- به زوج و ثُلث آن- دو سهم- به مادرىها و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون دو بر مادرىها و يك بر پدرىها منكسر است، و بين سهام مادرىها از اصل فريضه- دو- و مخرج كسر آنها- چهار، كه به بيان پاورقى ٢ از فقره قبل حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه است- توافق در نصف است، مخرج كسر آنها به جزء وِفق- دو- ردّ مىشود و بعد از ردّ مخرج كسر آنها دو مىشود و بين اين دو- كه مخرج كسر مادرىها است- و مخرج كسر پدرىها- سى، كه به بيان پاورقى ١ از فقره قبل حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه است- تداخُل مىشود و اكتفاء به
[١] - زيرا عدد رؤوس مادرىها در هر دو گروه دو است؛ و چون دو مخرج- دو و دو- مُتماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و مخرج باقى- دو- در عدد گروه مادرىها- دو- ضرب مىگردد و چهار حاصل مىشود.