فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٥٣ - سه دايى و دو خاله پدرى با دو دايى و دو خاله مادرى
دايى يا يك خاله مادرى سُدس- دو سهم- مىرسد؛ و هفت سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون هفت منكسر بر پدرىها است، مخرج كسر- چهار، عدد رؤوس پدرىها- در اصل فريضه- دوازده- ضرب مىشود و چهل و هشت حاصل مىگردد، و از اين فريضه- چهل و هشت- به زوجه رُبع- دوازده سهم- مىرسد؛ و به يك دايى يا يك خاله مادرى سُدس- هشت سهم- مىرسد؛ و بيست و هشت سهم باقى به پدرىها مىرسد و بالسّويّة بينشان تقسيم مىگردد.
سه دايى و دو خاله پدرى با دو دايى و دو خاله مادرى:
٨٣٩- فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه و سه اصل فريضه مىباشد، كه به مادرىها ثُلث- يك سهم- مىرسد؛ و دو سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون يك بر مادرىها و دو بر پدرىها منكسر است، مخرج كسر- بيست، كه حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه است است[١]- در اصل فريضه- سه- ضرب مىشود و شصت حاصل مىگردد، و از اين فريضه- شصت- به مادرىها ثُلث- بيست سهم- مىرسد و بالسّويّة بينشان تقسيم مىگردد؛ و چهل سهم باقى به دو دايى و سه خاله پدرى مىرسد و بالسّويّة بينشان تقسيم مىگردد.
٨٤٠- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و نصيب مادرىها ثُلث و مخرجش سه مىباشد و چون دو مخرج- دو و سه- متباينند، يكى در ديگرى ضرب مىشود و شش حاصل مىشود و شش اصل فريضه است، كه به زوج نصف- سه سهم- مىرسد؛ و به مادرىها ثُلث- دو سهم- مىرسد؛ و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون بين سهام مادرىها از اصل فريضه- دو- و عدد رؤوس آنان- چهار- توافق به معناى أعمّ است، پس عدد رؤوسشان به جزء وِفق- يعنى دو، كه تعداد دفعات فانى شدن چهار توسّط دو مىباشد- ردّ مىگردد و بعد از ردّ، عدد رؤوسشان دو مىشود و بين اين دو- كه عدد رؤوس مادرىها بعد از ردّ است- و عدد رؤوس پدرىها- پنج-
[١] - زيرا عدد رؤوس مادرىها چهار و عدد رؤوس پدرىها پنج است، و چون دو مخرج- چهار و پنج- متباينند، يكى از آنها در ديگرى ضرب مىشود و بيست حاصل مىگردد.