فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١٠ - ب - فريضه بر بيش از يك فرقه منكسر باشد
پس از اين فريضه- يعنى هفتصد و بيست- ربع يعنى صد و هشتاد سهم به زنان و به خواهران مادرى ثلث يعنى دويست و چهل سهم و به خواهران پدرى ثلثان يعنى چهار صدو هشتاد با نقص يكصدو هشتاد يعنى سيصد سهم مىرسد.
صورت چهارم: بين سهام و رؤوس جميع فِرَق توافق باشد و بعد از ردّ رؤوس به جزء وِفق، بين اعداد رؤوس آنها تبايُن شود، كه بايد رؤوس آنها را به جزء وِفق ردّ نمود و رؤوس هر فرقه را در رؤوس فرقه ديگر ضرب و حاصل را در عدد رؤوس فرقه ثالثه ضرب نمود- و همچنين هرچند فرقه كه باشند- و حاصل را در اصل فريضه ضرب نمود و مرتفع فريضه مىباشد، پس هرگاه مثلًا ورّاث ميّتى شش زوجه و دوازده خواهر مادرى و بيست و پنج خواهر پدرى باشند، اصل فريضه آنها دوازده است- همچنانكه در صورت اوّل بيان شد- سهم زوجهها سه است، و چون بين رؤوس و سهام آنها توافق به ثلث به معناى أعمّ است، رؤوس آنها را به ثلث- كه دو است- ردّ نموديم؛ و سهم خواهران مادرى چهار است، و چون بين رؤوس و سهام آنها توافق به ربع است، رؤوس آنها را به ربع- يعنى سه- ردّ نموديم؛ و سهم خواهران پدرى پنج است، و چون بين رؤوس و سهام آنها توافق به خمس است، رؤوس آنها را به خمس- يعنى پنج- ردّ كرديم، آنگاه دو را در سه ضرب نموديم و حاصل آن را در پنج ضرب نموديم و حاصل آن را در دوازده- كه اصل فريضه است- ضرب نموديم، سيصد و شصت سهم حاصل شد، پس از اين فريضه- يعنى سيصد و شصت- به زوجهها ربع يعنى نود سهم- هركدام پانزده سهم- و به خواهران مادرى ثلث يعنى صد و بيست سهم- هركدام ده سهم- و به خواهران پدرى ثلثان دويست و چهل با نقص نود سهم يعنى صد و پنجاه- هركدام شش سهم- داده مىشود.
صورت پنجم: بين رؤوس و سهام بعضى از فِرَق توافق باشد و بين رؤوس و سهام بعضى ديگر توافق نباشد، و بعد از ردّ رؤوسى كه با سهامشان توافق دارند به جزء وِفق، رؤوس جميع فِرَق متماثل شوند، كه بايد رؤوس يك فرقه را در اصل فريضه ضرب نمود، و حاصل ضرب فريضه مىباشد، پس هرگاه مثلًا ورّاث ميّتى دو زوجه و شش برادر پدرى باشند، اصل فريضه آنها چهار است و منكسر بر هر دو فرقه مىباشد، براى