فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٦ - سه دختر دختر
متداخلند، اكتفاء به أكثر- چهار- مىشود و چهار اصل فريضه است، كه به زوج رُبع- يك سهم- و به دو پسرِ دختر نصف- دو سهم- فرضاً مىرسد و يك سهم باقى به دو نوه ردّ مىشود؛ و چون يك بر دو نوه منكسر است، مخرج كسر- دو، عدد رؤوس آنان- در اصل فريضه- چهار- ضرب و هشت حاصل مىگردد و از اين فريضه به زوج رُبع- دو سهم- و به دو نوه نصف- چهار سهم- فرضاً مىرسد و دو سهم باقى هم به دو نوه ردّاً- به هركدام يك سهم- داده مىشود.
١١٤- افراد مذكور با زوجه، نصيب آنها نصيب مادرشان و فرض مادرشان نصف و مخرجش دو است، و فرض زوجه ثُمن و مخرجش هشت است و دو مخرج- دو و هشت- متداخلند، اكتفاء به أكثر- هشت- مىشود و هشت اصل فريضه است، كه به زوجه ثُمن- يك سهم- و به دو پسرِ دختر نصف- چهار سهم- فرضاً مىرسد و سه سهم باقى هم به دو پسرِ دختر ردّ مىشود؛ و چون سه بر دو نوه منكسر است، مخرج كسر- دو، عدد رؤوس آنان- در اصل فريضه- هشت- ضرب مىشود و شانزده حاصل مىگردد، و از اين فريضه- شانزده- به زوجه ثُمن- دو سهم- و به دو پسرِ دختر نصف- هشت سهم- فرضاً و شش سهم باقى ردّاً داده مىشود.
دو دخترِ دختر:
١١٥- نصيب نوهها- منفرداً و مجتمعاً با زوج يا زوجه- به گونهاى است كه در ضمن تيتر قبل- «دو پسرِ دختر»- بيان شد.
سه دخترِ دختر:
١١٦- نصيب نوهها نصيب مادرشان و فرض مادرشان نصف و مخرجش دو است، و دو اصل فريضه مىباشد؛ و چون دو بر آنها منكسر است، مخرج كسر- سه، عدد رؤوس آنان- در اصل فريضه ضرب و شش حاصل مىگردد، و از اين فريضه- شش- نصف- سه سهم- فرضاً به آنها مىرسد و سه سهم باقى هم به آنها ردّ مىشود.
١١٧- افراد مذكور با زوج، فرض زوج رُبع و مخرجش چهار و نصيب آنها نصيب مادرشان و فرض مادرشان نصف و مخرجش دو است؛ و دو مخرج- چهار و دو- متداخلند، اكتفاء به أكثر- چهار- مىشود و چهار اصل فريضه است، كه به زوج رُبع