فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٢ - دوم - سهام ارث اولاد عموها و عمهها و دايىها و خالهها، هر قدر پايين روند
هيچ يك از طبقات وارث نداشته باشد، چون وَلاء عِتق[١] مقدّم بر وَلاء ضِمان جريره و مانع از تأثير آن است، آن شخص به علّت وَلاء عتق ارث مىبرد نه به علّت ضِمان جريره؛ و اما اگر هيچ يك از آن دو علت مانع از تأثير ديگرى نباشد، وارث به هر دو جهت ارث مىبرد، پس اگر مثلًا زنى دختر عموى شوهرش باشد، و شوهرش از طبقه اول فرزند و پدر و مادر و از طبقه دوم جدّ و جدّه و برادر و خواهر نداشته باشد و از طبقه سوم هم عمو و عمّه و دايى و خاله نداشته باشد، و وارثش منحصر به فرزندان عموها و عمّهها و دايىها و خاله هايش باشد، آن زن هم ارث همسرىاش را مىبرد و هم ارث دختر عمو بودن را؛ و كيفيت ارث در موارد اجتماع، همان كيفيت در حال انفراد است؛ و احتياطى كه در عموهاى مادرى همه جا گوشزد مىشد، در اينجا نيز جارى است.
[١] - وَلاء عتق آن است كه شخصى برده خود را داوطلبانه و فقط براى رضاء خداى متعال- و نه به عنوان كفّاره- آزاد كند، و در صورتى كه هنگام آزاد كردن او نگفته باشد كه:« نه ارث تو را مىخواهم و نه اگر جنايتى مرتكب شوى ضامن هستم»، وقتى آن برده آزاد شده از دنيا برود و هيچ وارثى در هيچ يك از طبقات نداشته باشد، آزاد كننده وى از او ارث مىبرد.