فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٩ - ب - فريضه بر بيش از يك فرقه منكسر باشد
فِرَق تداخل بود، اكتفاء به چهار كرديم و چهار را در اصل فريضه- يعنى دوازده- ضرب نموديم، چهل و هشت حاصل شد، پس سهم هر يك از زوجهها دو و سهم هر يك از خواهران مادرى يك و سهم هر يك از خواهران پدرى دو شد و زوجهها ربع يعنى دوازده سهم- دو برابر عدد آنها سه مرتبه عدد وفق يعنى چهار- و خواهران مادرى ثلث يعنى شانزده سهم- به تعداد آنها چهار مرتبه عدد وِفق يعنى چهار- و خواهران پدرى ثلثان يعنى بيست و چهار با نقص چهار سهم يعنى بيست سهم- دو برابر تعداد آنها و پنج مرتبه عدد چهار- مىباشد.
صورت سوّم: بين سهام جميع فِرَق و عدد رؤوس آنها توافق به معناى أعمّ باشد و بعد از ردّ اعداد رؤوس هر فرقه به جزء وِفق، بين اعداد رؤوس توافق شود، كه در اين فرض بايد جزء وِفق فرقه رؤوس ردشدهاى را در فرقه ديگر ضرب نمود و حاصل را در وِفق فرقه ثالثه ضرب نمود- و همچنين هرچند فرقه كه باشد- و حاصل را در اصل فريضه ضرب نمود، كه حاصل اين ضرب فريضه مىباشد، پس هرگاه مثلًا ورّاث ميّتى دوازده زوجه و بيست و چهار خواهر مادرى و پنجاه خواهر پدرى باشند، اصل فريضه اينها دوازده است- به بيانى كه در صورت اوّل ذكر شد- و سهم زوجهها ربع- سه- است و چون بين سهام و رؤوس آنها- يعنى بين سه و دوازده- توافق به ثلث به معناى أعمّ است، رؤوس آنها را به چهار كه ثلث دوازده است ردّ نموديم؛ و سهم خواهران مادرى ثلث- چهار- است، و چون بين سهام و رؤوس آنها- بين چهار و بيست و چهار- توافق به ربع به معناى أعمّ است، رؤوس آنها را به ربع يعنى شش ردّ نموديم؛ و باقى- يعنى پنج- سهم خواهران پدرى است، و چون بين سهام و رؤوس آنها- يعنى بين پنج و پنجاه- توافق به خمس به معناى أعمّ دارند، عدد رؤوس آنها را به خمس- يعنى ده- ردّ نموديم، و بعد از ردّ چون بين رؤوس فرقه اوّل بعد از ردّ- يعنى چهار- و رؤوس فرقه دوّم بعد از ردّ- يعنى شش- توافق در نصف است، نصف يكى را در تمام ديگرى ضرب كرديم، دوازده حاصل شد، و بين حاصل- يعنى دوازده- و رؤوس فرقه سوم بعد از ردّ- يعنى ده- توافق در نصف است، پنج را در دوازده ضرب كرديم، شصت حاصل شد، و شصت را در اصل فريضه- يعنى دوازده- ضرب كرديم هفتصد و بيست حاصل شد،