فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠ - دوم - قتل عمد به ناحق
٢٩- در مانع بودن قتل عمدى ظالمانه از ارث، فرقى نيست كه قاتل يك نفر باشد يا چند نفر، و در صورت تعدّد قاتلين هم فرقى نيست كه همه آنها وارث مقتول باشند يا بعضى از آنها.
و نيز فرقى نيست كه قاتل به دست خود قتل را انجام دهد- مثلًا با شليك تير او را بكشد- و يا به تسبيب، مثلًا او را در باغ وحش بيندازد و درندگان او را بكشند، يا او را براى مدتى طولانى بدون نان و آب در محلى حبس كند و او از گرسنگى و تشنگى بميرد و يا غذاء مسموم به او بدهد و او كه خبر از مسموميّت غداء ندارد به دست خود آن را بخورد و غير اينها از تسبيبهايى كه عرفاً قتل را به كسى كه آن سبب را فراهم كرده است نسبت مىدهند.
٣٠- تسبيبهايى كه ممكن است گاهى منجر به قتل شوند ليكن عرفاً قتل را به فراهم آورنده سبب نسبت نمىدهند- نظير حفر چاه در مسير راه عابران و يا انداختن پوست خيار يا هندوانه سر راه مردم- هرچند موجب ضمان هستند و در صورت منجر شدن به جرح يا قتل، ديه بر مسبّب آنها است ولى مانع ارث نمىباشند.
٣١- در قتل عمدى ظالمانه كه مانع ارث بردن قاتل از مورِّث مقتول است، وجود قاتل مانع از ارث بردن ديگران كه در رتبه بعد از او هستند نمىشود، پس اگر كسى مثلًا- نعوذ باللّه- پدر خود را بكشد و پدر غير از او وارثى نداشته باشد و خود قاتل پسرى داشته باشد، آن پسر همه ارث جدّ خود را مىبرد، و نيز اگر اولاد مقتول منحصر باشد به همين پسرى كه او را كشته ولى خود ميّت برادر و خواهر داشته باشد، ميراث مقتول به آنها مىرسد نه به پسرش، بلكه حتّى اگر غير از امام معصوم عليه السلام وارث ديگرى نداشته باشد، همه ارث او به امام معصوم عليه السلام مىرسد نه به فرزندش.
٣٢- اگر كسى از روى خطاء محض يكى از اقرباء خود را بكشد- نظير اينكه تيرى به طرف شكار بيندازد ليكن تير خطاء برود و يكى از اقرباء او را بكشد- در اين فرض كه ديه مقتول بر عاقله شخص قاتل ثابت است، بنابر اقوى قاتل فقط از اموال مقتول ارث مىبرد؛ نه از خون بهائى كه عاقلهاش مىپردازند، و همچنين است در سائر مواردى كه ديه بر عاقله ثابت است، نظير جايى كه نابالغ يا ديوانه مرتكب قتل شود و يا دايهاى كه