فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢١ - دوم - قتل عمد به ناحق
به خاطر فقر دايه شده است، در خواب بغلطد و روى طفل شيرخوار برود و او را بكشد.
٣٣- قتل شبه عمد[١] حكم قتل عمدى محض را ندارد كه مانع ارث باشد؛ بلكه بنابر اقوى مانند قتل خطائى محض مانع ارث نيست.
٣٤- ديه و خونبهاء در حكم اموال مقتول است، يعنى بايد اول قرضهايش را با آن بدهند و مخارج وصيّتش را خارج كنند، سپس اگر چيزى باقى ماند بين ورثه تقسيم شود، چه قتل عمدى ظالمانه باشد و ورثه قصاص را با ديه مصالحه كنند و چه قتل شبه عمد و يا قتل خطائى محض باشد؛ و در مالى هم كه ورثه از قاتل به عنوان مصالحه مىگيرند، فرقى نيست كه از جنس ديه باشد- مانند شتر، گاو، گوسفند، پارچه، دينار و درهم- يا از جنس ديگر باشد- مانند ماشين، يخچال، كتاب و ...- و نيز فرقى نيست كه آن مال به مقدار ديه باشد يا بيشتر و يا كمتر.
٣٥- تمامى ورثه مقتول- چه سببى باشند و چه نسبى- با رعايت اولويّت طبقات و رتبهها، از خونبهاء ارث مىبرند، حتّى همسر كه در قتل عمدى ظالمانه حق قصاص ندارد نيز در صورتى كه سائر ورثه كه حق قصاص دارند با قاتل سازش كنند و خونبهاء بگيرند از همان مال- خونبهاء- ارث مىبرد؛ بلى، اقرباء مادرى مقتول نظير برادر و خواهر مادرى بلكه سائر اقرباء مادريش مانند دايىها و خالهها و اجداد و جدّات مادرى او از ديه سهم نمىبرند؛ هرچند احوط در غير برادر و خواهر مصالحه است.
٣٦- اگر مادر باعث سقط جنين خود شود، ديه آن جنين به پدرش مىرسد؛ و اگر پدر نباشد به سائر ورثه نسبى جنين مىرسد؛ و اگر پدر باعث سقط شود، ديه به مادر جنين و سائر ورثه نسبى او مىرسد؛ و اگر پدر و مادر هر دو باعث سقط شده باشند، ديه به توضيحى كه ضمن تيتر «طبقات ورّاث» بيان مىشود به سائر ورثه نسبى او مىرسد؛ و اگر وارث نسبى نداشته باشد، ديه او به امام عليه السلام و در زمان غيبت امام معصوم عليه السلام به
[١] - قتل شبه عمد در جايى است كه قاتل مىخواست عملى را عمداً در مورد مقتول انجام دهد، ليكن نه قصد قتل او را داشت و نه آن عمل عملى بود كه عادتاً كسى را بكشد، مثلًا مىخواست فتق يا آپانديس او را عمل كند يا سيلى آهستهاى به كودك بزند ولى منجرّ به قتل او شود.