تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٣ - سوره طه(٢٠) آيات ١٠ تا ١٩
اين حديث موسى به پيغمبر (ص) نرسيده بود تا او را تنبيه نمايد و اين از قبيل آنست كه شخصى غير خود را اخبار نمايد بر وجه تحقيق و گويد هل سمعت بخبر فلان پس استفهام از براى تقرير كلام است يعنى بتحقيق كه آمد بتو حديث موسى و آن اينست
إِذْ رَأى ناراً چون ديد موسى آتش را ظرف متعلق بحديث است زيرا كه بمعنى حدث است يا متعلق به مضمر اى راى نارا كان كيت كيت يا آنكه مفعول اذكر است از ابن عباس مرويست كه موسى مردى غيور بود چون بعد از قضاى اجل از شعيب (ع) دستورى طلبيد كه بمصر رود و مادر و برادر خود را ببيند شعيب او را اجازت داده و اهل او را با جمعى رفقا روان كرد وى صفورا را كه دختر شعيب بود و حليله او بر درازگوش سوار كرد و اثاث خانه را نيز بر آن محمول ساخت و پيش پيش قافله مىرفت تا نظر اهل قافله بر او نيفتد اتفاقا در شب جمعه كه هوا سرد بود و مظلم و برف ميباريد راه گم كردند و ماشيه متفرق شدند چون نزديك وادى ايمن رسيدند صفورا را درد وضع حمل پيديد آمده بآتش محتاج شد موسى چندان كه سعى فرمود از سنگ و آهن آتش بيرون نيامد موسى (ع) در غضب شده آتش زنه را از دست بينداخت آن سنگ و آهن بآواز آمده كه اى موسى ما مأمور خداونديم و بما حكم شده كه امشب آتش ندهيم و هر آتشى را كه در عالم است امشب فرو نشاندهاند موسى در اين امر متحير فرو ماند كه ناگاه از دور آتشى ديد فَقالَ پس گفت لِأَهْلِهِ امْكُثُوا مر اهل و عيال خود را كه درنگ كنيد در همين موضع كه إِنِّي آنَسْتُ بدرستى كه من ديدم برأى العين ناراً آتشى را گويند ايناس و جدان شيء است كه بآن انس گيرند يعنى ديدم آتشى را كه مانوس و مرغوب منست و در انوار گفته كه ايناس ابصاريست بين كه شبهه در آن نباشد و منه (انسان العين لانه يتبين به الشيء و الانس لظهورهم كما قيل الجن لاستتارهم) و چون مكث بمعنى سكونست بدون دوام و اقامت بمعنى سكون با دوام از اينجهت اول را بر ثانى اختيار كرد و فرمود كه امكثوا انى انست نارا لَعَلِّي آتِيكُمْ شايد كه من بياورم براى شما مِنْها از آن آتش بِقَبَسٍ شعله در سر چوب يانى يا فتيله يا جمره خورد بياورم أَوْ أَجِدُ يا شايد بيابم عَلَى النَّارِ بر سر آن آتش هُدىً راه نمايى كه ما را بشارع رساند سدى گفته كه اين را بجهت آن گفت كه غالب آنست كه هر جا آتشى افروخته باشد كسى نزد آن خواهد بود و نزد مجاهد و قتاده معنى آيه آنست كه بيابم بر سر آن آتش كسى را كه راه نمايد مرا بابواب دين چه افكار ابرار مصروفست بآن و در جميع احوال مغمور بهمه امور دينيه كه هيچ شاغلى آن را از ايشان باز نميدارد و هدى مصدر است بر حذف مضاف اى اجد على النار