تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٩ - سوره الإسراء(١٧) آيات ١٠٠ تا ١١١
الْإِنْسانُ و هست آدمى قَتُوراً چه بخيل بناى امر او بر حاجت و ضنه است بآنچه محتاج است بآن و بر ملاحظه عوض در آنچه بذل ميكند بعد از آن ذكر موسى ميكند كه با وجود آيات ظاهره كه داشت باو نميگرويدند و ميفرمايد كه وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى و بدرستى كه ما داديم موسى را تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ نه آية روشن يعنى معجزهاى آشكارا كه آن عصا بود و يد بيضاء و سنون و طوفان و جراد و قتل و ضفادع و دم و نقصان ثمرات و نزد بعضى نه آيه طوفان بوده و سنون و انفلاق بحر و انفجار آب از حجر و رفع طور بر سر بنى اسرائيل و طمس اموال قبطيان و ازاله عقده از زبان او و فرو بردن عصا حبال و عصى سحره را و بروايت ابن عباس و ضحاك آيات تسع عصا بود و ازاله عقده از زبان او و يد بيضاء و انفلاق بحر و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و بروايت محمد بن كعب طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و بحر و عصا و طمسه و حجر و بعضى بدل بحر و طمسه و حجر يد و سنين و نقص ثمرات گفتهاند و نزد حسن نقض ثمرات همان سنين است و بدل آن تلقف عصا ذكر كرده و گويند مراد بآيات تسع آيات احكام است عبد اللَّه بن سلمه از صفوان بن غسان روايت كرده كه يهودى بمصاحب خود گفت كه بيا تا نزد محمد (ص) رويم او را از اين آيات سؤال كنيم چون از آن حضرت سؤال كردند فرمود كه نه آيت اينست كه شرك مياريد و خون بناحق مريزيد و از زنا و سرقه و اكل ربا و سعايت و سحر و قذف محصنات دور باشيد و از جهاد نگريزيد اين نه احكام در جميع ملل ثابت بوده و لهذا در آخر فرمودند كه
و عليكم خاصة اليهود ان لا تعدوا فى السبت
يعنى و خصوصا شما كه يهوديد در شنبه عدوان نكنيد و از حكم آن در نگذريد آن دو يهود چون اينكلام را از سيد انام عليه الصلاة و السلام شنيدند برخواستند و دست و پاى مبارك حضرت را بوسيدند گفتند كه گواهى ميدهيم كه تو پيغمبر خدايى و بنا بر اين تسميه احكام مذكوره بآيات باعتبار دلالت كردن آنها است از حال كسانى كه بآن عمل كنند در آخرت از شقاوت و سعادت و
قوله عليكم خاصة اليهود
الخ كلام مستأنف است زايد بر جواب و لهذا در آن تغيير سياق كلام فرموده فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ پس بپرس اى محمد (ص) از بنى اسرائيل يعنى از علماى ايشان همين آيات را سؤال كن تا صدق قول تو بر مشركان ظاهر گردد و يا از ايشان سؤال كن از آنچه جارى شد ميان موسى و فرعون در حينى كه باو مبعوث شد و يا آيات مذكوره را از ايشان بپرس و استيصال قبطيان را از ايشان معلوم كن تا بدانى كه اگر آنچه مشركان مكه از تو اقتراح ميكنند حقتعالى بايشان دهد و ايشان تكذيب آن نمايند و مكابره ورزند حال ايشان مثل حال قبطيان شود و يا بجهت آنكه يقين تو زياده شود از ايشان سؤال كن زيرا كه تظاهر ادله موجب قوة يقين و طمانينه قلبست قوله إِذْ جاءَهُمْ منصوبست به آتينا يعنى داديم موسى را آيات مذكوره