تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٤ - سوره مريم(١٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
شده بود كه مريم را بنكاح او در آورند چون مريم شنيد كه مردمان وى را گفتند كه او حامله شده به جهت خوف ضرر او فرار نموده بگريخت يوسف در عقب وى روان شده در اثناى راه بوى رسيد نگاه كرد هم چنان بود كه بوى گفته بودند خواست كه تا وى را بكشد جبرئيل بيامد و بانگ بر وى زد و گفت تعرضى باو مرسان كه حمل او از روح القدس است وى بترسيد و دست تعرض از او كوتاه كرد و او را گذاشت و برفت فَانْتَبَذَتْ پس مريم بگوشه معتزل شد بِهِ بآن حمل نصب اين بر حالية است و يا براى مصاحبت و تقدير اينكه (فحملته مستصحبة اياه اى هو فى بطنها) يعنى بكناره رفت در حالتى كه مستصحبة ولد خود بود يعنى ولد در شكم او بود و نظير اينست قوله تعالى تنبت بالدهن اى تنبت و الدهن فيها و قوله مَكاناً قَصِيًّا مفعول فيه است يعنى منزوى شد در جايى كه دور بود از شهر ايليا و گويند رفت در جانب شرقى از شهر و يا بوادى بيت بنجم كه شش ميل بود از ايليا تا باقصاى خانه خود و بدان كه در مدت حمل مريم و در آنكه او چند ساله بود كه اين قضيه بر او واقع شد اختلافست نزد ابن عباس نفخ و مدت حمل يك ساعت بود و روايت مذكوره از ابى جعفر (ع) مصدق اينقول است و از مقاتل نقلست كه خلق در يك ساعت بود و تصوير در يك ساعت و وضع در يك ساعت در وقت زوال آفتاب همان روز و نزد بعضى ديگر مدت حمل ششماه بود و عطا و ابى العالية و ضحاك بر آنند كه هفت ماه بود و نزد جمعى ديگر هشت ماه و اين نيز از معجزات او بوده چه فرزند هشت ماهه متولد نشده كه زيسته باشد مگر عيسى و از ابى عبد اللَّه (ع) نقلست كه مدت حمل او نه ساعت بود و در زاد المسير نيز نه ساعت گفته و نزد بعضى ديگر وضع او بر طريق عادت زنان بود كه آن نه ماهگيست و مقاتل گفته كه مريم در سن ده سالگى بود كه حامله شد و قبل از حمل دو حيض ديده بود و نزد بعضى ديگر سيزده ساله بود و در خبر آمده كه هيچ مولودى نيست الا كه در وقت ولادت گريه ميكند مگر عيسى كه در وقت وضع اصلا گريه و فرياد نكرد و نيز مؤيد قول ابن عباس است اينكه حق سبحانه ميان حمل و انتباذ و طلق بكلمه ثم كه مشعر است بر تراخى فاصله نفرمود بلكه ايراد فاء تعقيبيه نمود كه دالست بر عدم تراخى و فرمود كه فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ پس آمد او را درد زادن إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ بسوى تنه درخت خرما در كشاف آورده كه اجاء منقولست از جاء بعد از نقل الجا بمعنى مستعمل گشته و لهذا نميگويند كه جئت بالمكان فاجائينه زيد هم چنان كه ميگويند بلغته و ابلغنيه و نظير اينست اتى چه آن مستعمل نيست مگر در اعطا و نميگويند اتيت المكان و اتانيه فلان مخاض بمعنى تمخض و تحرك ولد است در شكم بجهت خروج پس حقيقت بمعنى اينست كه ملجاء ساخت مريم را تحرك ولد