تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١١ - سوره النحل(١٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
تواند بود كه مراد اخذ وبر و صوف و شعر باشد از جلود چه از حيثية آنكه آنها ثابتاند در جلود صادق ميآيد بر آنكه آن جلود انعام است تَسْتَخِفُّونَها سبك مييابيد آن را ببرداشتن و با خود بردن يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وقت سفر و رحلت شما وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ و بوقت اقامت شما يعنى حضر و يا نزول در منازل سفر وَ مِنْ أَصْوافِها و پيدا كرد براى شما از پشمهاى انعام يعنى آنچه ميش را باشد وَ أَوْبارِها و پشمهاى نرم كه شتر را باشد وَ أَشْعارِها و مويهاى كه بز را بود أَثاثاً رختها از پوشيدنى و گستردنى وَ مَتاعاً و برخوردارى از خريد و فروش آن إِلى حِينٍ تا هنگامى كه برقرار بود و از آن نفع توان گرفت و كهنه و ريزيده نشده باشد تا وقتى كه زندهايد و گويند اين اشارتست بآنكه اين اشياء عنقريب سمت فنا پذيرد و هيچ عاقل امر فانى را بر نعيم باقى اختيار نكند وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ و خدا بپيدا كرده براى راحت شما مِمَّا خَلَقَ از آنچه آفريده از درخت و كوه و بنا ظِلالًا سايهها تا بدان از تاب آفتاب پناه بريد وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ و پديد كرد براى شما از كوهها أَكْناناً پوششها يعنى غارها و خانهاى تراشيده كه در آن ساكن ميشويد و اين جمع كن است وَ جَعَلَ لَكُمْ و ساخت براى شما سَرابِيلَ پيراهنها يعنى پوشيدنيها چون جامه از صوف و كتان و پنبه و غير آن كه تَقِيكُمُ الْحَرَّ باز دارد شما را از ضرر گرما و ذكر سرما نكرد اكتفاء باحد الضدين است و يا تخصيص اين بجهت آنست كه وقابه گرما در بلاد عرب اهم است وَ سَرابِيلَ و ديگر ساخت براى شما پيراهن از آهن چون زره و جوشن كه آن تَقِيكُمُ نگاه ميدارد شما را از سلاح دشمنان يعنى تيغ و نيزه و تير ايشان بَأْسَكُمْ در كارزار شما نعم مذكوره بر حسب عادت زندگانى بندگانست در مواضع مختلفه بعضى صحرانشيناند و محتاج سايهبانهااند از خيمه و غير آن تا از گرما و سرما و بارندهگى خود را نگاه دارند و بعضى در كوهستانها و مواضع سردسير تا از خانههاى گل و چوب و رخنههاى كوه منتفع شوند و برخى هميشه در كارزارند تا بواسطه پوشيدن زره و جوشن از آلات حرب دشمن ايمن گردند كَذلِكَ هم چنان كه اين نعمتهاى مر شما را تمام كرد يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ تمام گرداند نعمت و نيكويى خود را بر شما لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ تا باشد كه شما نظر در اين امور كرده اسلام آريد و منقاد حكم او گرديد ابن