تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٣ - سوره الحجر(١٥) آيات ١٠ تا ١٩
بِالْمَلائِكَةِ فرشتگان را بگواهى بر رسالت خود إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر هستى از راست گويان در اين دعوى يعنى اگر راست مىگويى كه پيغمبرى فرشتگان را حاضر كن تا بحضور ما گواهى دهند بر رسالت تو حقتعالى در جواب ايشان ميگويد كه ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ فرود آمده نشوند ملائكه و حفص بصيغه متكلم و نصب ملائكه ميخواند يعنى ما فرو فرستيم فرشتگان را إِلَّا بِالْحَقِ مگر فرو فرستادنى ملبس بحق يعنى بوجهى كه تقدير آن كرده و حكمت او اقتضاء آن نموده و در اينكه ايشان را بصورتى فرستيم كه مشاهد ايشان حكمى نيست بجهت آن كه نزد اين حال ايمان ايشان بر وجه اضطرار باشد و الجاء و يا آنكه مر ايشان را زياده نشود مگر لبس و اشتباه و گويند مراد بحق وحى است يا نزول عذاب يعنى ملك را بصورت اصلى وقتى توانند ديد كه بجهت عذاب نازل شوند چنان كه قوم ثمود جبرئيل را در زمان صيحه ديدند يا بوقت مرگ چنانچه همه كس ميبيند وَ ما كانُوا إِذاً و نباشد آن هنگام كه ملائكه را بدين صورت فرو فرستيم مُنْظَرِينَ از مهلت دادهشدگان يعنى فى الحال معذب شوند چه ايمان ايشان در اين صورت بر طريق الجاء و اجبار باشد نه اختيار و اين منافى تكليفست اذا جواب ايشانست و جزاء شرط تقدير آنكه (و لو نزلنا الملائكة و ما كانوا اذا منظرين) بعد از اين جهت رد انكار و استهزاء ايشان بيان حقيقت قرآن كرده بوجوه مؤكده و فرمود كه إِنَّا نَحْنُ بدرستى كه نَزَّلْنَا الذِّكْرَ فرو فرستاديم قرآن را كه ياد كردن مؤمنانست و ذكر بمعنى شرف نيز آمده يعنى كتابى كه موجب شرف خوانندگانست وَ إِنَّا لَهُ بدرستى كه ما مر او را لَحافِظُونَ نگهبانانيم از تحريف و تبديل و زياده و نقصان يعنى شياطين جن و انس نتوانند كه در او چيزى از باطل بيفزايند يا چيزى از حق كم كنند كقوله لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ يا نگهدار اوئيم از تطرق خلل تا روز قيامت بجهت آنكه حجة مكلفان است بخلاف كتب مقدمه كه حافظ آن احبار و علماء عصر بودند و بجهت وقوع خلاف ميان ايشان راه تحرف درو گشاده شد و يا حافظ آنيم در دل مؤمنان و گويند ضمير راجع بحضرت رسالتست (ص) يعنى نگهدار اوئيم از مضرت اعادى كمال قال وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا حذف مفعول بجهة دلالة فعل است بر آن يعنى بتحقيق كه فرستاديم رسولان را مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ در گروه پيشينيان و در ميان ايشان پيغمبران را تعيين كرديم شيع جمع شيعه است بمعنى تابع يقال شاعه اذا اتبعه وَ ما يَأْتِيهِمْ و نيامد بديشان مِنْ رَسُولٍ هيچ فرستاده إِلَّا كانُوا مگر كه بودند كه از روى كبر و عناد بِهِ بآن