تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٢ - سوره طه(٢٠) آيات ٥٠ تا ٥٩
و اتعاب ايشان در افعال صعبه و امور متعبه چون حفر و بنا و نقل احجار عظيمه بدون اجرت تعقيب اتيان باين قول اولا دليل است بر آنكه تخليص اهل ايمان از كفر اهمست از دعوت ايشان بايمان و ميشايد كه اين بجهة تدريج باشد در دعوت و قوله قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ جمله مقرره است مر آن چيزى را كه كلام سابق متضمن آنست از دعوى رسالت يعنى بتحقيق كه آوردهايم علامتى و معجزه از نزد پروردگار تو و توحيد آية با آنكه وى صاحب يد و بيضا نيز بود بجهة آنست كه مراد اثبات دعوتست ببرهان نه اشاره به وحدت حجة و تعدد آن و مانند اينست قوله تعالى قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ فَأْتِ بِآيَةٍ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ حاصل كه حق سبحانه بموسى و هارون امر كرد كه برويد نزد فرعون و دعوت رسالت كنيد و او را بر دين اسلام دعوت كنيد و بگوئيد كه بر وفق دعوى خود معجزه و برهانى از نزد خدا آوردهايم نه آنكه سخن ما محض دعوى باشد بدون اقامة بينه و معجزه واضحه وَ السَّلامُ و سلام ملايكه يعنى خزنه بهشت يا جميع فرشتگان يا سلامتى هر دو مرا عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى بر آن كسى است كه پيروى كند راه راست را كه ايمانست بوحدانيت الهى إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا بدرستى كه وحى كرده شده بما يعنى پروردگار ما حكم فرموده أَنَّ الْعَذابَ بآنكه عذاب دنيا و آخرت عَلى مَنْ كَذَّبَ بر آن كسى كه تكذيب كند پيغمبران خدا را وَ تَوَلَّى و پشت كرد بر آن و اعراض نمود از آن تغيير نظم و تصريح بوعيد و توكيد در آن بجهة آنست كه تهديد در اول امر اهم و انجع است و بمواقع اليق پس موسى و هارون (ع) بحكم الهى بدر بارگاه فرعون آمدند و بعد از مدتى كه ملاقات ميسر شد گفتند ما رسولان پروردگار توايم و ترا بعبادت او ميخوانيم و آن كلمات كه حق سبحانه تلقين ايشان كرده بود ادا كردند قالَ گفت فرعون فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى پس كيست پروردگار شما اى موسى كه مرا بپرستش او دعوت ميكنيد و نكته در خطاب فرعون با موسى و هارون و بعد از آن تخصيص موسى بندا آنست كه موسى اصل بود در تبليغ رسالت و هارون وزير و تابع او بود يا آنكه فرعون ميدانست كه بر زبان موسى عقدهايست و سخن او نيك مفهوم نميشود و برادر او در كمال فصاحت است پس خواست كه او را نزد حضار مجلس انفعال دهد و از انحلال عقده خبر نداشت موسى بزبان فصيح و بيان مليح
قالَ گفت رَبُّنَا الَّذِي پروردگار ما آن كس است كه از محض رحمة و عين عنايت أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ داده است هر چيزى را از انواع مخلوقات خَلْقَهُ صورتى كه لايق حال و شكلى