تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٤ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ٤٠ تا ٥٢
ثمرات در او پيدا شود و در انوار گفته كه فواكه ربيعيه و صيفيه و خريفيه و شتويه در يك روز در مكه توان يافت و چون تكرار ندا در دعا دليل تضرع و نياز است ديگر باره فرمود كه رَبَّنا اى پروردگار ما إِنَّكَ تَعْلَمُ بدرستى كه تو ميدانى ما نُخْفِي آنچه پنهان ميكنيم وَ ما نُعْلِنُ و آنچه آشكارا مىسازيم يعنى نهان و آشكاراى ما را ميدانى و باحوال و مصالح ما اعلم از مايى و بنفسهاى ما ارحم از مايى پس حاجت نيست ما را طلب مقاصد خود كردن از تو لكن تو را ميخوانيم و از روى تضرع مقاصد خود را بتو عرض ميكنم بجهة اظهار عبودية تو و افتقار برحمة واسعه تو و استعجال بنيل آنچه نزد تست از نعم جليله بعد از آن بجهة تأكيد قول مذكور فرمود كه وَ ما يَخْفى و پوشيده نيست عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ بر خداى هيچ چيزى فِي الْأَرْضِ در زمين وَ لا فِي السَّماءِ و نه در آسمان براى آنكه عالم است بعلم ذاتى و نسبت آن علم بهمه معلومات ما يكسانست و من براى استغراق است جبائى گفته كه اين ابتداء كلام است از حقتعالى بر سبيل حكاية از ابراهيم و بعد از آن باز نقل كلام ابراهيم مى فرمايد بقوله الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي شكر و سپاس آن خداى را كه بمحض فضل خود وَهَبَ لِي ببخشيد و عطا كرد مرا عَلَى الْكِبَرِ بر سر پيرى و بزرگسالى يعنى در وقتى كه پير بودم و نااميد از فرزند بمن بخشيد دو پسر را إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ اسماعيل را در شصت و چهار سالگى يا در نود و نه سالگى و اسحاق را در نود سالگى يا در صد و دوازده سالگى و از سعيد بن جبير مرويست كه ابراهيم را فرزند نشد مگر در حالت صد و هفده سالگى إِنَّ رَبِّي بدرستى كه پروردگار من لَسَمِيعُ الدُّعاءِ شنونده يعنى اجابت كننده دعا است من قولك سمع الملك كلامى اذا اعتد به و مثل اينست سمع اللَّه لمن حمده و سميع از ابنيه مبالغه است كه عاملند بمثل عمل فعل خود و اضافه آن بمفعول فعل است يا فاعل آن بر اسناد سماع بدعا بر سبيل مجاز و در اين اشعار است بآنكه حضرت ابراهيم (ع) فرزندان را بدعا از خدا در خواسته و حقتعالى ايشان را بجهة آن باو عطا فرمود
رَبِّ اجْعَلْنِي اى آفريننده من گردان مرا بر وجه الطاف مُقِيمَ الصَّلاةِ بپاى دارنده نماز وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي و فرزندان مرا نيز توفيق ده بر مواظبة بر نماز ابن عباس فرموده كه هميشه اولاد ابراهيم (ع) بر فطرة اسلام بودند و خواهند بود تا روز قيامت و در انوار گفته كه اين جار و مجرور عطف است بر ضمير منصوب اجعلنى و تبعيض بجهة علم او بود باعلام الهى يا باستقرار عادت در امم ماضيه كه در ميان ذرية او بعضى كفار باشند رَبَّنا اى آفريدگار ما كرم