تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٦ - سوره مريم(١٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
ميتواند بود كه مراد بحق اسم او سبحانه باشد يعنى گفتن حق سبحانه كه آن لفظ كن است و يا بمعنى ثبات و صدق يعنى گفتن راست و درست و مؤيد اينست قوله الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ يعنى آن قولى كه حقست و صدق درو شك دارند يا منازعه ميكنند با يكديگر در امر او يهودان گفتند كه ساحر كذابست و متولد از يوسف نجار و نصارى قائلند كه ابن اللَّه و ثالث ثلثه و بنا بر معنى اول مشتق از مريه است كه بمعنى شكست و ثانى از تمارى كه بمعنى تنازع است بعد از آن بجهت تكذيب نصارى و تنزيه خود از بهتان ايشان ميفرمايد كه ما كانَ لِلَّهِ نيست و نشايد مر خداى را أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ آنكه فرا گيرد فرزندى سُبْحانَهُ منزه و مبرا است از اتخاذ ولد چه ولد مجانس والد باشد و ببراهين باهره ثابتست كه او سبحانه از جنسية و مثلية منزهست پس حصول ولد از او محال باشد و از دايره مقدوريت او سبحانه خارج هم چنان كه امور مستحيله كه مقدور او نيست پس تبكيت ايشان ميكند بقوله إِذا قَضى أَمْراً چون حكم كند خدا بچيزى يعنى اراده احداث شيء نمايد فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ پس جز اين نيست كه گويد مر آن شيء را كه كُنْ باش فَيَكُونُ پس ميباشد بلا تاخير و كسى كه قدرت او باين وجه باشد كه بلفظ كن ايجاد شيء نمايد البته منزه خواهد بود از مشابهة او بخلق و مبرا از احتياج در اتخاذ ولد باحبال اناث بدانكه قول اينجا بر سبيل مجاز است و حقيقت معنى آنست كه چون او سبحانه اراده شيء نمايد فى الحال موجود شود بدون توقف پس اين تشبيه است بامر آمر مطاع كه بمامور ممتثل امر نمايد بعد از آن جيب خود را بدعوت بندگان امر ميكند بقول مجمل كه وَ إِنَّ اللَّهَ و بدرستى كه خداى بحق رَبِّي وَ رَبُّكُمْ پروردگار من و پروردگار شما است فَاعْبُدُوهُ پس بپرستيد او را و بعبادت غير او مشغول مشويد هذا اينست صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ راه راست كه موصلست بمنازل رضوان و محال غفران مشار اليه هذا يا مضمون جمله انفة يا جميع امور سابقه و جمله اولى اشاره است باستكمال قوة نظريه باعتقاد حق و صدق كه از غايت توحيد است و ثانيه اشعار است باستكمال قوة عمليه كه آن ملازمت طاعت و عبادتست و اتيان باوامر و اجتناب از نواهى او سبحانه و ثالثة براى تقدير اينست كه جمع ميان امرين مذكورين طريقست كه مشهود له است باستقامت و ميتواند بود كه ما كانَ لِلَّهِ تا اينجا از تتمه كلام عيسى باشد و قوله قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ جمله معترضه و بنا بر آنكه اين كلام حضرت رسالت (ص) باشد مقدر است به اينكه
قل يا محمد لامتك ما كان اللَّه الى قوله هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ پس اختلاف كردند جميع فرق يهود و نصارى مِنْ