تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٣ - سوره الكهف(١٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
ايشان كلب ايشان و اهل اسلام گفتند كه هفت تن بودند هشتم ايشان سگ ايشان عبد المسيح كه اينقول بشنيد گفت ظاهر آنست كه قول اهل اسلام صحيح باشد و حقتعالى هم چنان كه اشاره ببطلان هر دو قول اول كرد بقوله رجما بالغيب ايماء بصدق قول مسلمانان كرد بقوله قُلْ بگو اى محمد (ص) رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ آفريدگار من داناتر است بشمار ايشان ما يَعْلَمُهُمْ نمىداند شمار ايشان إِلَّا قَلِيلٌ مگر اندكى از آدميان كه پيغمبر (ص) است و اصحاب او در كشاف گفته كه رجما بالغيب بعد از هر دو قول اول و ذكر قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ دالست بر بطلان هر دو قول اول و صدق قول ثالث و عدم ايراد قول رابع در اين محل دليلست بر انحصار اقوال طوايف در اقوال ثلاثه و اصل نيز نافى آنست و واو داخله در جمله ثالثه و اويست كه داخل مىشود بر جمله كه صفت نكرده باشد هم چنان كه داخل ميشود بر جمله كه حال باشد از معرفت كقولك جاءني رجل و معه اخر و مررت بزيد و فى يده سيف و منه قوله تعالى وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ و فايده اين واو توكيد لصوق صفت است بموصوف و دلالت بر آنكه اتصاف موصوف بصفت امريست ثابت و مستقر و چون قول ثالث بر وجه ثبات علم و طمانينه نفس واقع شده نه يظن و گمان از اين جهت اين واو در آن واقع شده و در اول و ثانى واقع نگشته از ابن عباس نقلست كه (انا من ذلك القليل) و از امير المؤمنين (ع) منقولست كه اصحاب كهف هشت تن بودند و اسماء اين است كه تمليخا و مكشلينا و مشلينيا اينها اصحاب دست راست پادشاه آن عصر بودند مرنوش و برنوش و شادنوش و اينها اصحاب دست چپ او بودند و هفتم مرطونس كه راعى بود و اسم كلب قطمير و روايات ديگر در اسامى ايشان هست اما بصحت نرسيده و گويند اقوال ثلاثه از آن اهل كتابست و مراد بقليل بعضى از اهل كتابند كه از روى علم خبر مىدادند بعدد اصحاب كهف و اين قوليست مرجوح و از ابن عباس نقلست كه هر كه نامهاى اصحاب كهف را با خود داشته باشد از خوف و ترس ايمن گردد و اگر در جايى آتش افتاده باشد اين نامها را در خرقه نويسند و در آن آتش اندازند باذن حق تعالى آتش فرو نشيند و اگر اطفال در گهواره گريه كنند و آرام نيابند بنويسند و در زير سر ايشان بنهند آرام يابند و اگر بر چوب پاره بنويسند و در ميان زرع نصب كنند آن زراعت از آفات محفوظ ماند اگر كسى خواهد نزد پادشاهى رود بنويسد و بر ران راست بندد پادشاه او را گرامى دارد و از براى رفع تب سه روزه و صداع و حصول غنا و جاه نيز بر ران راست بندد و از براى عسر ولادت بر ران چپ بندند دشوارى بر آن آسان گردد و ركوب در كشتى و نجات از قتل همچنين بران چپ بندد خلاصى يابند بفرمان حقتعالى بعد از بيان تعداد اصحاب كهف ميفرمايد كه چون بطريق وحى بر تو واضح شده كه اصحاب كهف چند