تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٧ - سوره الإسراء(١٧) آيات ٩٠ تا ٩٩
كفار گفتند كه گواه رسالت تو كيست آية آمد كه قُلْ كَفى بِاللَّهِ بگو خدا پسنديده است شَهِيداً در حالتى كه گواه است بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ ميان من و شما و شهادت خداى اظهار معجزه است بر دست آن حضرت چه معجزه بزبان حال ناطق است بآنكه محمد (ص) رسول او است پس معجزه جارى مجراى گواه حق است إِنَّهُ كانَ بدرستى كه خدا هست بِعِبادِهِ ببندگان خود خَبِيراً دانا كه احوال پوشيده ايشان را ميداند بَصِيراً بينا كه اعمال آشكاراى ايشان را ميبيند پس همه را بر وفق كردار پاداش خواهد داد در اين آيه تسليه حضرت رسالت (ص) و تهديد است كفار وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ هر كه را كه راه نمايد خداى يعنى حكم كند بهدايت او يا راه بهشت باو نمايد يا توفيق دهد او را بايمان فَهُوَ الْمُهْتَدِ پس او راه يافته است وَ مَنْ يُضْلِلْ و هر كه را خذلان كند بجهت فرط عنادى كه داشته باشد تخليه و نمايد تا آنكه او در گمراهى خود راسخ شود يا هر كه حكم بضلالت او نمايد يا از راه بهشت بگرداند فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ پس نيابى تو مر ايشان را أَوْلِياءَ دوستان كه نصرت كنند ايشان را مِنْ دُونِهِ بجز از خداى وَ نَحْشُرُهُمْ و حشر كنيم ايشان را يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز عَلى وُجُوهِهِمْ بر روىهاى ايشان و در صحيحين در روايت انس بن مالك وارد است كه از حضرت پيغمبر (ص) پرسيديد كه چگونه روند بر رويهاى خود فرمود كه آن كس كه ايشان را ميبرد بر قدمهاى ايشان قادر است كه ببرد ايشان را بر رويها الا آنست كه ايشان پرهيز ميكنند بر روهاى خود از هر بلندى و خوارى كه پيش مىآيد عُمْياً حالست از ضمير منصوب نحشرهم يعنى حشر كنيم ايشان را در حالتى كه نابينا باشند باين معنى كه چيزى كه موجب لذت چشم باشد مشاهده نكنند وَ بُكْماً و گنگان باشند يعنى نگويند چيزى كه از ايشان قبول كنند وَ صُمًّا و كران باشند كه آنچه موجب التذاذ مسامع ايشان باشد نشنوند بجهت آنكه در دنيا نظر در آيات هاديه نكرده باشند و سخن حق را بسمع قبول نشنيده باشند و نگفته باشند مقاتل گفته كه چون حقتعالى كفار را بدوزخ فرستد بايشان امر كند كه اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ پس چيزى نه بينند و نشنوند و نگويند و از حسن نقل است كه كفار مسلوب الحواس محشور شوند و بعد از آنكه در حسابگاه حاضر شوند اين حواس را بايشان دهد مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جاى ايشان دوزخ است كُلَّما خَبَتْ هر گاه كه ساكن شود زبانه دوزخ يعنى چون آتش دوزخ گوشت و پوست