تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٣ - سوره الكهف(١٨) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
يَحْسَبُونَ و ايشان ميپندارند أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ آنكه ايشان نيكويى ميكنند صُنْعاً كار را أُولئِكَ آن گروه كه ذكر كرده شدند الَّذِينَ كَفَرُوا آناناند كه كافر شدند بِآياتِ رَبِّهِمْ بآياتهاى پروردگار خود كه آيات قرآنست يا دلايل توحيد و نبوت وَ لِقائِهِ و رسيدن بجزاى او يعنى بعث و حشر كه در آن مجازات اعمال واقع خواهد شد (ان خيرا فخير او ان شرا فشر) فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ پس تباه شد كارهاى ايشان كه در صورت نيكو مينمود و بجهت كفر بر آن جزاى خير نخواهند يافت فَلا نُقِيمُ لَهُمْ پس اقامت نخواهيم كرد براى عملهاى ايشان يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز وَزْناً ترازوى كه بدان بسنجند آن عملها را چه همه نابود گشته باشد يا اعمال ايشان را چون در ترازوى نهند قدرى و قيمتى نداشته باشد و از ابو سعيد خدرى مرويست كه در قيامت جمعى هستند كه اعمال ايشان از كوههاى تهامه بزرگتر باشد چون در ترازو نهند آن را وزنى نباشد و در صحيح از پيغمبر (ص) روايت كرده كه در قيامت مردى عظيم و سمين را بياورند كه مقدار پر پشه وزن نداشته باشد و يا ايشان را وزنى نخواهيم نهاد يعنى مقدارى و اعتبارى نخواهد داشت بلكه خوار و ذليل خواهند بود ذلِكَ امر هم چنين است كه مذكور شد از بطلان عمل و خست قدر ايشان و قوله جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ مبين آنست يعنى پاداش ايشان دوزخ است و ميتواند كه ذلك مبتدا باشد و جمله جزاؤهم جهنم خبر آن و عايد محذوف اى جزاؤهم به يعنى آنچه مذكور شد پاداش ايشان بان دوزخ است بِما كَفَرُوا بسبب آنكه نگرويدند وَ اتَّخَذُوا آياتِي و فرا گرفتند آيتهاى كتاب مرا وَ رُسُلِي و فرستادگان مرا هُزُواً آن چيزى كه بآن افسوس كنند و استهزا نمايند يعنى با كتاب و پيغمبر ما سخريه كردند و بعد از حال كافران بيان حال مؤمنان ميكند كه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بدرستى كه آنان كه گرويدند بكتاب و رسول وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند عملهاى پسنديده و شايسته كانَتْ لَهُمْ هست مر ايشان را در حكم خدا جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ بهشتهاى فردوس يعنى بوستانهاى مشتمله بر اشجار كه اكثر آن تاك باشد نُزُلًا پيشكش و فردوس در اصل لغة بوستانى است كه جامع نخل و كرم باشد و در تبيان آورده كه حقتعالى فردوس را بيد قدرت خود آفريد و بمقدار هر روز از روزهاى دنيا پنجاه كرت بر او نظر كرده ميفرمايد كه از دارى طيبا و حسنا لاوليائى