تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٧ - سوره الكهف(١٨) آيات ١٠ تا ١٩
و در اين دليل است بر آنكه هر چه دليلى بر آن نباشد مردود است و تقليد در آن غير جايز فَمَنْ أَظْلَمُ پس كيست ستمكارتر مِمَّنِ افْتَرى از كسى كه افترا كند و ببندد عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خداى دروغ را كه آن نسبت دادن شركا است بوى قبل از اين مذكور شد كه طغيانوس بعد از معارضه ايشان را مهلت داد و ايشان فرار كردند تمليخا كه مهتر ايشان بود در اثناى راه بايشان گفت وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ و چون با يك سو شديد از اهل شرك و دورى جستيد از آنها وَ ما يَعْبُدُونَ و از آنچه ميپرستيدند إِلَّا اللَّهَ مگر خداى و ميتواند بود كه ما مصدريه باشد يعنى چون اعتزال كرديد از اهل شرك و از عبادت الهه ايشان مگر عبادت خداى بحق و بر هر تقدير چون كه ايشان خداى را معبود ميدانستند و بتان را در عبادت شريك ميساختند تمليخا فرمود كه چون از ايشان و از معبودان باطل ايشان بر يك طرف شديد و روى بخداى يگانه آورديد كه معبود بحق است و خداوند مطلق فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ پس بازگشت كنيد بسوء غار و در او جاى گيريد يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ تا بگستراند براى شما آفريدگار شما يعنى بسيار گرداند بر شما مِنْ رَحْمَتِهِ از بخشايش خود در هر دو سراى از بسط روزى و مثوبت اخروى وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ و بسازد براى شما مِنْ أَمْرِكُمْ از كار شما مِرْفَقاً آن چيزى كه بدان نفع گيريد در دين و دنيا جزم بودن ايشان باين سخن جهت نصوح يقين و خلوص ايقان و قوت وثوق ايشان بود بفضل خداى آيه دليلست بر عظم منزلت هجرت و قبح مقام در دار الكفر گاهى كه اظهار كلمه توحيد در آن متعذر باشد القصه چنانچه گذشت چون جوانان اتفاق كرده بكوه بر آمدند و شبان ايشان را بغار در آورد در آنجا قرار گرفتند حقتعالى خواب بر ايشان برگماشت و همانجا بخفتند و طغيانوس بعد از دو سه روز بافسوس آمده احوال ايشان پرسيد و راه بديشان برده در غار آمد آن را بسنگ بر آورد تا همه در آنجا هلاك شوند و برگشت و غار ايشان در طرف جنوبى كوه بناقلوس واقع شده لا جرم آفتاب بوقت طلوع و غروب بر هر دو جانب آن ميگردد عفونت آن را تحليل كرده هوا را باعتدال باز مىآورد و در درون غار نمىتابد تا الوان و اجساد ايشان را متغير و ثياب ايشان را كهنه نگرداند كما قال جل ذكره وَ تَرَى الشَّمْسَ و بينى تو اى بيننده آفتاب را إِذا طَلَعَتْ چون طلوع كند تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ميل كند از غار ايشان ذاتَ الْيَمِينِ به حجتى و طرفى كه خداوند دست راست است يعنى بسوى راست آن غار چه غار در مقابله قطب شمال افتاده و بجهت اين شعاع آفتاب بر ايشان واقع نميشود تا ايشان را متبدل و متغير سازد وَ إِذا غَرَبَتْ و چون