تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٩ - سوره النحل(١٦) آيات ٣٠ تا ٣٩
حقتعالى بآن متعلق باشد بلكه مراد آنست كه شما او را بوحدانيت پرستش نمائيد و از معاصى اجتناب نموده به اوامر او اقدام كنيد و ايشان انقياد نكرده در كفر خود مصر شدند و عناد و جحود پيش گرفتند و تكذيب پيغمبران كردند و بجهت آن بجزا و سزا خواهند رسيد بعد از آن بيان امر بعثت ميكند كه سنة الهيه بآن جارى شده در همه امم تا سبب هدايت و واسطه ارشاد باشند و ضلال را از ضلالة و غوايت بحد هداية رسانند و ميفرمايد كه وَ لَقَدْ بَعَثْنا و هر آيه ما فرستاديم فِي كُلِّ أُمَّةٍ در ميان هر گروهى رَسُولًا پيغمبرى را چنان كه تو را بدين امت فرستادهايم و فرموديم همه رسل را تا با قوم خود بگويند أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ آنكه بپرستند خداى را وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ و پرهيز كنيد و با يك سو رويد از پرستيدن طاغوت يعنى شيطان و هر كه داعى بضلالت باشد فَمِنْهُمْ پس از اين امم مَنْ هَدَى اللَّهُ كسى بود كه بوسيله الطاف و توفيق راه نمود خداى ايشان را به ايمان يعنى نظر در دلايل هاديه كرده اختيار ايمان كرده و مستحق ثواب شد وَ مِنْهُمْ و بعضى از ايشان مَنْ حَقَّتْ كسى بود كه بجهة فرط عناد و جحود او با وجود مشاهده آيات هاديه و معجزات ظاهره واجب شده عَلَيْهِ الضَّلالَةُ بر او خذلان و تخليه تا نزد آن در ضلالة خود ماند و مستوجب دوزخ گشت فَسِيرُوا پس سير كنيد اى مشركان فِي الْأَرْضِ در زمين فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ پس بنگريد اى حاضران عهد رسول كه چگونه بود عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ منتهاى كار تكذيب كنندگان يعنى بر ديار عاد و ثمود بگذريد و بنظر فكرت و عبرت در آن نگريد تا بر شما واضح گردد كه هر كه آن كند كه ايشان كردند چنان هلاك شود كه ايشان شدند بعد از آن ذكر عناد قريش و حرص رسول بر ايمان ايشان كرده و فرمود كه إِنْ تَحْرِصْ اگر سخت بكوشى و حرص ورزى اى محمد (ص) عَلى هُداهُمْ بر راه يافتن مشركان فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خداى لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُ راه ننمايد بر وجه الجا و اضطرار آن كس را كه تخليه كرده و در ضلالت گذاشته و نظر توفيق و لطف از ايشان برداشته بجهة فرط عناد و اصرار جحود و كفر و يا بجهة آن حكم بضلالت ايشان كرده و طريق بهشت بايشان ننموده وَ ما لَهُمْ و نيست گمراهان را مِنْ ناصِرِينَ هيچكس از يارى كنندگان كه رفع عذاب كند از ايشان در تبيان از ابو العاليه نقلكرده كه يكى از مسلمانان را بر كافرى دينى بود بتقاضاى آن رفته در اثناى مكالمه گفت بدان خداى كه بعد از موت مرا زنده گرداند كافر گفت تو اميد دارى كه بعد از مرگ زنده شوى مسلمان گفته آرى كافر به ايمان غلاظ و شداد كه در كيش او مقرر بود سوگند