تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٦ - سوره مريم(١٩) آيات ٨٠ تا ٨٩
تا بشفاعت ايشان متعزز گردند نزديك خداى تعالى كَلَّا ردع و انكار تعزز ايشان است بمعبودان يعنى نه چنانست كه عزيز و ارجمند شوند نزد خدا بوسيله الهه خود سَيَكْفُرُونَ زود باشد كه كافر شوند و انكار كنند الهه ايشان و مقرر نشوند بِعِبادَتِهِمْ بپرستش ايشان يعنى تكذيب ايشان كنند و از ايشان بيزار گردند كقوله تعالى (حكاية عنهم تبرانا اليك ما كانوا ايانا يعبدون) و كقوله تعالى إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا يا زود باشد كه كفار چون سوء عاقبت خود را بينند انكار شرك خود كنند و منكر شوند به اينكه الهه باطل را پرستيدهاند كقوله ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ و قوله وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا مؤيد قول اولست يعنى باشند آن معبودان بر ايشان دشمن و مخالف و يا سبب مذلت و خوارى نه عزت و ارجمندى هم چنان كه دعوى ميكنند يا آنكه ضد بمعنى عون باشد كما يقال من اضدادكم اى اعوانكم و تسميه عون بضد جهت آنست كه او مضاد عدو است بسبب اعانة امر و صاحب خود را بر عدو يعنى باشند معبودان بر كافران معاون يكديگر مراد آنست كه همه متفق الكلمة شده دشمنى كنند مر كافران را و آتش دوزخ را برافروزند براى شدت عذاب ايشان چه ملائكه خدمه دوزخ را تحريص كنند بر تعذيب ايشان و اصنام همه دوزخ شوند و بسبب آن آتش مشتعل گردد و بيشتر ايشان را بسوزاند و يا آنكه ضمير مرفوع راجع بكفار باشد و معنى اينكه كافران دشمن معبودان خود شوند يعنى انكار عبادت ايشان كنند و توحيد ضد بجهت وحدت معنى است كه بآن مضاره ايشان بفعل آمده و آن اتفاق كلمه ايشان و فرط تضام و توافق ايشانست پس ايشان بمنزله شىء واحد باشند و نزد اخفش اطلاق ضد بر واحد و جمع هر دو جايز است چون رسول و عدو بعد از آن رسول خود را خطاب ميكند بقول أَ لَمْ تَرَ آيا نديدى و ندانستى أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ بدرستى كه ما فرستاديم ديوان را عَلَى الْكافِرِينَ بر ناگرويدگان مراد تخليه و خذلانست و كذلك قوله وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ يعنى ما جهت فرط عناد و جحود كافران و عدم تدبر ايشان در امر حق با وجود ظهور آن ديوان را بايشان واگذاشتيم تا قرين و رفيق ايشان شدند تَؤُزُّهُمْ در حالتى كه ميجنبانند ايشان را أَزًّا جنبانيدن از طاعت بمعصيت يعنى تهييج و تحريص ميكنند ايشان را بر معاصى بتسويلات و تحبيب شهوات مراد از اين آيه تعجب رسولست از اقاويل كفره و تمادى ايشان در ضلالت و گمراهى يا تصميم ايشان بر كفر و اجتماع ايشان بر دفع حق بعد از وضوح آن و انتفاى شك آن چنان كه آيات مقدمه