تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٨ - سوره النحل(١٦) آيات ٦٠ تا ٦٩
و حال آنكه او است كه آفريدگارتست و بعد از آن فرزند خود را بكشى از ترس آنكه با تو طعام خورد و پس از آن با زن همسايه خود زنا كنى چه اينها بزرگترين گناهانند وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى و مر خداى را است صفت كه آن وجوب ذاتيست و غناى مطلق وجود شامل و تقدس از صاحبه و ولد كه از صفات مخلوقست وَ هُوَ الْعَزِيزُ و او غالبست و قادر بر هلاك كفار الْحَكِيمُ حكم كننده بمهلت ايشان تا وقت معلوم چه او متفرد است بكمال قدرت و حكمت اين آيه منافى آيه فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ نيست زيرا كه مراد از اين تشبيه كفار است خداى را بچيزى از ممكنات و مراد به الْمَثَلُ الْأَعْلى وصف او است بصفات كمال و نعوت جلال حاصل كه مراد بمثل الاعلى مضروب است بحق و بقوله فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ مضروبه بباطل وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ و اگر بگيرد خدا مردمان را يعنى كافران را بِظُلْمِهِمْ بستم يعنى بكفر و معاصى ايشان كه تعدى است از طريق حق ما تَرَكَ عَلَيْها نگذارد و بر روى زمين مِنْ دَابَّةٍ هيچ جنبنده از اهل شرك و عصيان بشومى كفر و معصيت اضمار بدون ذكر مرجع بجهت دلالت ناس و دابه است بر آن و چون اهلاك غير عصاة بسبب عصيان عصاة ظلم است و حقتعالى از آن منزه و مبرا است پس دابه را تخصيص ميبايد كرد بهر جنبنده از اهل تكليف كه مباشر كفر و عصيان شده باشد چنان كه صاحب مجمع فرموده كه اى لما ترك من وجه الارض احدا ممن يستحق ذلك من الظالمين و در انوار نيز گفته كه من دابة ظالمة و صاحب كشاف از ابن عباس روايت كرده كه ما من دابة اى ما من مشركه يدب عليها و مراد آنست كه اگر خدا مردمان را بكفر هلاك كردى ايشان را فرزندى باقى نماندى و مقوى اطلاق صحة دابه است بر انسان قوله إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا و سدى و عكرمه در تفسير اين گفتهاند كه اگر حقتعالى مواخذه كند بذنوب ايشان باران را از ايشان قطع كند تا آنكه بجهت اين همه دابه هلاك شوند و اينكه از ابن مسعود نقل كردهاند كه الجعل يهلك بذنب ابن آدم و از أبو هريره مرويست الحبارى لتموت فى و كرها بظلم الظالم محمولست بر اين و ميتواند بود كه حمل كلام بر ظاهر كنند باين وجه كه عذاب ظالم بجهة عقوبت باشد و غير ظالم بر وجه عبرت و محنت مانند امراض نازله كه باوليا و غير مكلف نازل ميشود و موجب مضاعفه عوض ميگردند در بهشت و يا آنكه معنى آنست كه اگر همه مردمان كافر شوند حقتعالى بعد از استيصال ايشان همه حيوانات را هلاك كند بجهت آنكه خلق حيوانات براى مكلفانست و چون ايشان باقى نمانند حيوانات نيز معدوم شوند وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ و ليكن باز پس ميدارد خدا ايشان را و مهلت ميدهد بجهت امكان رجوع ايشان بتوبه إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا وقتى كه نام برده شده براى موت يا عذاب ايشان فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ پس