تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٧ - سوره الإسراء(١٧) آيات ٦٠ تا ٦٩
پس صفت ايشان بر شجره بر سبيل مجاز جارى شده و يا وصف آنست بآنكه در اصل جحيم رسته است كه ابعد است از مكان رحمت و يا بآنكه مكروه و موذيست چنان كه گذشت وَ نُخَوِّفُهُمْ و ميترسانيم كافران را بانواع تخويفات چون اخبار از استيصال امم سابقه و يا ذكر نار و سعير و زقوم و امثال آن فَما يَزِيدُهُمْ پس نمىافزايد آن تخويف ايشان را إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً مگر سركشى بزرگ يعنى كارى گزاف و ستيزه از حد متجاوز شده و چون اين تكبر ايشان را بجهت وسوسه ابليس است در عقب اين اخبار ميفرمايد از استكبار و سوء خاتمه او بقوله وَ إِذْ قُلْنا و ياد كن چون گفتيم لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا مر فرشتگان را كه سجود كنيد لِآدَمَ مر آدم را سجده تعظيم و تكريم فَسَجَدُوا پس سجده كردند همه ايشان إِلَّا إِبْلِيسَ مگر ابليس كه سجده نكرد و چون خداى تعالى گفت چرا سجده نكردى قالَ أَ أَسْجُدُ گفت بر وجه استكبار و انكار كه ايا سجده كنم يعنى نكنم لِمَنْ خَلَقْتَ مر آن كس را كه آفريدى طِيناً از گل اين منصوب بنزع خافض است پس حق سبحانه بر او لعنت كرد و وى را از درگاه خويش براند قالَ گفت ابليس ديگر باره أَ رَأَيْتَكَ كاف براى تاكيد خطاب است و محلى از اعراب ندارد يعنى ابليس بعد از مشاهده تفضيل آدم بر او گفت كه اى پروردگار من آيا ديدى و پسنديدى هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَ اين كه گرامى كردى و فضل دادى او را بر من جمله در موضع استفسار است بمعنى اخبرنى و اعلمنى يعنى خبر ده و اعلام كن مرا كه اينكه اكرام كردى و فضل دادى آدم را بر من بچه حيثيت بود و حال آنكه او از خاك است كه اخس عناصر است و من از آتش كه اشرف آنست لَئِنْ أَخَّرْتَنِ كلام مستانف است و لام توطيه قسم قسم يعنى بخدا كه اگر واپس دارى مرا و مرگ مرا تاخير كنى إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ تا روز قيامت لَأَحْتَنِكَنَ هر آينه مستولى شوم باغواء و اضلال ذُرِّيَّتَهُ بر فرزندان او بوسيله عصيان اصل احتناك از حنك است يعنى هم چنان كه دابه را بريسمان در حنك بسته كشند و رام خود سازند من ريسمان مكر و وسوسه را در حنك و عنق همه كرده بخود كشم و در تحت فرمان خود در آورم و اغواء و اضلال همه نمايم إِلَّا قَلِيلًا مگر اندكى كه نتوانم ايشان را گمراه كردن بسبب عصمتى كه بايشان ارزانى داشته باشى و دانستن ابليس اين را كه بر او سهل و آسان باشد اغوا و اضلال ذرية و ايشان طاعت او كنند يا جهت استنباط او بود از قول ملائكه كه أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها و يا جهت تفرس او از خلق ايشان كه آن ركوز شهوت و غضب بود در