تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٦ - سوره النحل(١٦) آيات ١١٠ تا ١١٩
و محمد (ص) رسول او است بحق و بجهة اين ايشان را كشتند و مرويست كه شخصى از اهل اسلام را نزد مسيلمه بردند مسيلمه او را گفت چه گويى در حق محمد (ص) گفت هو رسول اللَّه گفت در حق من چه گويى گفت انت ايضا و ديگرى را نزد او بردند گفت در حق محمد (ص) چه گويى گفت انا اصم من كرم سه بار آن را اعاده كردند همين جواب گفت پس وى را بكشت خبر بحضرت رسيد فرمود كه
اما الاول فقد اخذ برخصته و اما الثانى فقد صدع بالحق فهنيئا له
اما اول مرخص بود بكلمه كفر بجهة تلف نفس و اما دوم اظهار حق كرد خوش گوارنده باد حال او وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ ليكن هر كس كه بگشايد بِالْكُفْرِ صَدْراً بكفر سينه خود را يعنى برضاى و اراده نفس خود كافر شوند و بدان اعتقاد كنند فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ پس بر ايشانست خشمى از خدا وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ و مر ايشان را است عذابى بزرگ جهة گناه بزرگ كه ارتداد است ذلِكَ آن عذاب عظيم كه مر ايشان را است بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا بسبب آنست كه ايشان دوست داشتند و برگزيدند الْحَياةَ الدُّنْيا زندگانى دنيا را عَلَى الْآخِرَةِ بر نعيم آخرة وَ أَنَّ اللَّهَ و ديگر بجهت آنست كه خداى لا يَهْدِي راه نمينمايد بطريق جنت يا بر وجه الجا هداية نميكند الْقَوْمَ الْكافِرِينَ گروه ناگرويدگان را يعنى مرتدان را أُولئِكَ آن گروه الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ آناناند كه مهر نهاده خداى تعالى عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان تا قول حق در نيافتند وَ سَمْعِهِمْ و بر گوشهاى ايشان تا سخن حق نشنوند وَ أَبْصارِهِمْ و بر ديدههاى ايشان تا آيات حق مشاهده نكردند يعنى چون كفار بر وجه عناد تامل در امر حق نكردند و بديده اعتبار در آن نظر نكردند و بسمع قبول آن را نشنيدند حق تعالى علامتى بر آنها وضع فرمود تا فرشتگان بآن علم بعدم ايمان آنها حاصلكرده ايشان را طعن و لعن كنند و باقى معانى طبع و وجوه محتملات آن در صدر سورة البقره سمت تحرير يافته وَ أُولئِكَ و آن گروه هُمُ الْغافِلُونَ ايشانند بيخبران و غافلان يعنى كامل در غفلت چه سرمايه عمر ضايع كرده و در بازار دنيا سودى بدست نياوردند و مفلس را در شهر قيامت جز دست تهى و دل پرحسرت و ندامت نخواهد بود كما قال لا جَرَمَ أَنَّهُمْ حقا كه ايشان بلا شبهه فِي الْآخِرَةِ در سراى ديگر كه قيامت است هُمُ الْخاسِرُونَ ايشانند زيان زدگان
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ پس بدرستى كه پروردگار تو لِلَّذِينَ هاجَرُوا مر آنان را كه هجرت كردند بسوى مدينه چون عمار و صهيب و خياب و سالم و بلال