تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢١ - سوره مريم(١٩) آيات ٦٠ تا ٦٩
غايباند از ايشان يا ايشان از آنها غايباند و چون وعده صدقست از اين غيب باك نيست يا وعده داده ايشان را بسبب ايمان آوردن و تصديق كردن بآنچه غايب و پنهانست از ايشان از احوال آخرت يا بوحدة ذات الهى و صفات عزت پادشاهى و مراد به عباد در اينمقام مؤمناناند كما فى قوله فَادْخُلِي فِي عِبادِي و گويند اينمتناول مؤمن و كافر است و لكن بشرط رجوع كافران از كفر خود إِنَّهُ كانَ بدرستى كه هست وَعْدُهُ مَأْتِيًّا وعده خدا آينده اين مفعولست بمعنى فاعل و مراد آنست كه موعود خدا كه جنات عدن است البته آينده است و محقق الوقوع و اوجه آنست كه ماتى بر مفعوليت خود باقى باشد چه موعود جنت است و مؤمنان آيندگان بآن و گويند ماخوذ است از (اتى اليه احسانا) يعنى وعده خدا مفعول و منجز است لا يَسْمَعُونَ نشنوند بهشتيان فِيها در آن بهشتها لَغْواً سخنى بيهوده و هرزه و بىفايده مانند فحش و ساير اباطيل إِلَّا سَلاماً استثنا منقطعست يعنى ليكن شنوند كلام منطوى بر سلام را از جانب جناب احديت كه سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ يا سلامى از ملائكه يا از يكديگر از زجاج منقول است كه سلام اسمى است جامع هر چيز چه آن متضمن سلامت است يعنى شنوند آن چيزى را كه موجب سلامتى ايشان باشد و گويند اين استثنا متصل است و معنى اينكه اگر لغو در بهشت باشد پس سواى اين لغوى نشنوند و نظير اينست قوله
|
(و لا عيب فيهم غير ان سيوفهم |
بهن فلول من قراع الكتائب) |
|