تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٤ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ١ تا ٩
شما يا در نجات حقتعالى شما را از آن نعمتى بود عَظِيمٌ بزرگ و با مقدار و بعد از ذكر نعمت ايشان را بشكر گذارى امر فرمود كما قال اللَّه تعالى وَ إِذْ تَأَذَّنَ و ياد كنيد اى بنى اسرائيل آن را كه اعلام كرد و آگاه گردانيد شما را رَبُّكُمْ پروردگار شما لَئِنْ شَكَرْتُمْ اگر شكر كنيد بر نعمتهاى من كه آن انجا است و غير آن از توفيق ايمان و عمل صالح و اجتناب از معاصى لَأَزِيدَنَّكُمْ هر آينه افزون كنم بر شما نعمت را وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ و اگر ناسپاسى كنيد بر آن إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ بدرستى كه عذاب من سخت است بر ناسپاسان و شدت عذاب سلب نعمة بود در دنيا و وقوع عقوبت در عقبى و در بعضى از احاديث قدسيه مرويست كه اگر شكر كنيد بر نعمت اسلام زياده كنم آن را بايمان و اگر سپاس دارى كنيد بر ايمان افزون كنم باحسان و اگر بر آن شكر گوئيد زياده سازم آن را بمعرفت و اگر بدان شاكر باشيد برسانم بمقام وصلت و اگر آن را شكر كنيد شما را برسانم بدرجه قربت و بشكر آن نعمت در آرم بخلوتگاه انس و غايت مرتبة و از اين معلوم ميشود كه شكر مرقاة ترقى و معراج تصاعد بر درجاتست و بدانكه اگر چه در مقابله (لازيدنكم لاعذبكم على الكفر) است ليكن چون عادت اكرم الاكرمين جاريست بر آنكه تصريح بوعد كند و تعريض بوعيد از اين جهت در مقام آن فرمود كه إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ و در حديث آمده كه
الشكر قيد نعمة و صيد لها
شكر قيد نعمت است و صيد نعمت يعنى نعمت حاصله را بند كند و نگذارد كه زايل شود و ناآمده را صيد كند و نگاه دارد و از امير المؤمنين (ع) مرويست كه
اذا وصل اليكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقلة الشكر لها
يعنى چون اوايل نعمت بشما رسد اواخر آن را مرمانيد باندك گردانيدن شكر وَ قالَ مُوسى و گفت موسى كه اى گروه من إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ اگر كافر شويد يا ناسپاسى كنيد شما وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً و هر كه هست در زمين همه ايشان از جن و انس فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌ پس بدرستى كه خداى بينياز است از عبادت و شكر گذارى شما حَمِيدٌ ستوده است و مستحق ستايش فى ذاته و اگر چه شما سپاس او نكنيد چه ذرات مخلوقات بنعم او ناطقند و السنه ملائكه و جميع اشيا بتسبيح و حمد او جارى پس بكفران شما ضررى نرسد مگر بشما بجهة محروم ماندن شما از مزيد انعام و استحقاق شما مر عذاب شديد را و ابو ذر غفارى از حضرت نبوى نقل كرده كه حقتعالى در بعضى از كتب خود فرموده كه
عبادى و ان اولكم و اخركم و جنكم و انسكم اجتمعوا على اتقى قلب رجل لم يزدد ذلك فى ملكى شيئا عبادى لو ان اولكم و آخركم و جنكم و انسكم اجتمعوا على افجر قلب رجل لن ينقص ذلك فى ملكى شيئا عبادى لو ان