تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٧ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
مانند وَ يَفْعَلُ اللَّهُ و ميكند خداى ما يَشاءُ آنچه ميخواهد از هداية اهل استرشاد و تخليه اصحاب عناد ابو هريره روايت كرده از پيغمبر خدا (ص) كه چون بنده را در قبر نهند او از پاى آنان كه از جنازه او برگردند بشنود اگر مؤمن باشد نماز بر بالاى سر وى بود و زكاة بر راستش و روزه بر جانب چپ و خيرات و احسانش بر پائين چون فرشته عذاب خواهد از بالين وى بدر آيد نماز مانع او شود و از جانب راست زكاة مانع او شود و از طرف چپ روزه وى را باز دارد و از پائين خيرات و مبرات حاجب گردد و راهش ندهند پس منكر و نكير بخوبترين صورتى نزد او آيند و وى را بنشانند وى چنان تصور كند كه آفتاب فرو خواهد رفت گويد مرا بگذاريد تا نماز بگذارم و از من فوت نشود گويند نماز را در توقفدار و آنچه از تو ميپرسيم جواب ده گويد چه ميپرسيد گويند چه گويى در حق آن مردى كه بيامد و دعوت كرد گويد محمد (ص) گويند آرى جواب دهد كه گواهى ميدهم كه او پيغمبر خدا است صادق القول گويند بر اين اعتقاد مردى گويد آرى پس قبر بر وى فراخ كنند بمقدار هفتاد گز و آن را نورانى كنند پس حجاب دوزخ بردارند و آن را باو نمايند و گويند بنگر كه حقتعالى اين را از تو صرف كرد اگر عاصى بودى جاى تو اين جا بودى آن گاه روح او را در حوصله مرغى از مرغان بهشت نهند و گويند ببهشت رو و در آنجا ساكن شو و از جميع ملاذ آن ملتذ مىشو تا روز حشر ابو رافع گويد با رسول خدا (ص) بودم در بقيع ميگذشتم حضرت سه بار گفت لا هديت من پنداشتم مرا گويد گفتم يا رسول چه جرم از من صادر شده فرمود خطاب با تو نيست صاحب اين قبر را از نبوت من ميپرسند ميگويد وى را نميشناسم چون نگاه كردم قبرى را ديدم كه همانساعت انباشته بودند و آب بر آن ريخته محمد بن يعقوب الكلينى در كتاب كافى باسناد از سويد بن عقله از امير المؤمنين نقل ميكند كه آن حضرت فرمود كه فرزند آدم را چون آخر روز باشد از دنيا و اول روز از آخرت مال و ولد و عمل او را بنظر وى در آورند وى بمال خود نگرد و گويد كه بخداى من بر تو حريص و بخيل بودم پس امروز مرا نزد تو چه چيز است مال گويد اگر ميتوانى كفنى از من قبض كن و با خود نگاه دار پس بفرزند خود نگرد و گويد اى فرزندان من بسيار محب و مشفق شما بودم و پيوسته غم شما را ميخوردم امروز چه يارى من خواهيد كرد گويند تو را برداريم و بقبر در آريم و برگرديم پس نظر بعمل خود كند و گويد تو بر من گران بودى و با وجود تكلف و مشقت بامر تو قيام مىنمودم امروز با من چگونه سلوك ميكنى گويد من قرين توام در قبر تو و در روز نشر تو تا آنكه من و تو را بخداى عرض كنند بعد از آن فرمود اگر ميت مؤمن و صالح باشد عمل صالح او بخوبترين وجهى و خوشبوترين چيزى خود را باو نمايد و گويد بشارت باد تو را بروح و ريحان و جنت نعيم و مقدم خير وى گويد تو چه كسى گويد من عمل صالح توام همراه تو خواهم بود تا ببهشت
و انه ليعرف غاسله و ينشد حامله ان يعجله
يعنى بدرستى