تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٢ - سوره مريم(١٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
شرع كنايتست از آن كقوله تعالى مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَ و قوله أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ و زنا را مس نمى گويند بلكه مكنى به است بفجور و خبث و فحش كما يقال فجر بها و خبث بها و هى فاحشة و غير ذلك پس معنى آنست كه هيچكس بطريق مناكحه شرعيه با من مباشرت نكرده و مؤيد اين معنى است اينكه بعد از اين گفته كه وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا و نبودهام زناكار و جوينده فجور تسميه فاجره به بغى جهت آنست كه آن مشتق است از بغيت بمعنى طلب يعنى زنى كه طلب كننده زنا است و يا از بغى بمعنى تجاوز و تعدى يعنى زنى كه در گذشته است از حد شرع بسبب اين عمل قبيح و آن بر وزن فعولست نزد مبرد در اصل بغوى بوده و عدم دخول تاء تانيث در او بجهة آنست كه در فعولى كه بمعنى فاعلست مذكر و مؤنث مساويست و يا بجهت اختصاص بغى به نساء چون حيض ابن جنى گفته كه بغى بر وزن فعيل است زيرا كه اگر فعول بودى بغو گفتندى هم چنان كه ميگويند فهو عن المنكر و اين قول ضعيف است و ركيك زيرا كه در فعيل بمعنى فاعل مذكر و مؤنث مساوى نيست مگر بجهت تشبيه آن بفعولى كه بمعنى مفعول باشد كقوله تعالى إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ و اين خلاف ظاهر است و مصروف از حقيقت خود و اينكه گفته كه اگر فعول بودى بغو گفتندى نه بغى غير مستقيم است زيرا كه آن يائى است اگر واوى بودى بر اينطريق بودى مثل فهو شاذ است و قياس نهى است حاصل كه مريم در جواب جبرئيل گفت كه وجود ولد در عادت بيكى از اين دو وجه است و اين هر دو از من مسلوبست پس چگونه مرا فرزند باشد قالَ گفت جبرئيل كَذلِكِ امر هم چنين است كه تو گفتى كه هيچكس بنكاح و سفاح تو را مس نكرده است فاما قالَ رَبُّكِ گفت پروردگار تو هُوَ اينكار كه احداث و اعطاى ولد است بىپدر عَلَيَّ هَيِّنٌ بر من آسان است و هيچ صعوبتى و دشوارى ندارد هين بر وزن فعيل است و در اصل هيون بوده مشتق از هون بمعنى سهولت يقال هان اذا سهل و خف و قوله وَ لِنَجْعَلَهُ معطوف است بر تعليل محذوف تقدير اينكه (لنبين به عليك قدرتنا و لنجعلكم) يعنى احداث ولد بدون والد بجهة آنست كه تا بان عيان كنيم و آشكارا سازيم بر تو قدرت خود را و تا گردانيم آن را آيَةً لِلنَّاسِ علامتى براى مردمان كه بتدبر در آن كمال قدرت ما را دريابند يا نشانه تو باشد بر نبوت او و دلالت بر برائت مادر او و مثل اينست قوله تعالى خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ و قوله وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ و ميتواند بود كه تعليلى باشد مر معلل محذوف را تقدير اينكه وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ نفعل ذلك يعنى تا بگردانيم او را علامتى براى آدميان به اينكه خلق كنيم او را بى پدر وَ رَحْمَةً مِنَّا و تا