تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٦ - سورة الرعد
در قصص ابنيا و امم ايشان يا در قصه يوسف و برادران او عِبْرَةٌ اعتبارى و پندى لِأُولِي الْأَلْبابِ مر خداوند عقول خالصه را كه از مثل آنچه برادران او كردند اجتناب كنند و بر بليات و مصايب صابر باشند تا بسعادت دارين فايز گردند سلمى از امام جعفر صادق نقلكرده كه مراد از الباب اسرار است پس اعتبار گرفتن از اين قصهها ارباب اسرار را باشد و حقايق كلام در آينه دل بىغل ايشان روى نمايد ما كانَ نيست قرآن حَدِيثاً يُفْتَرى سخنى كه بر بافته شده باشد وَ لكِنْ و ليكن هست تَصْدِيقَ الَّذِي مصدق آن چيزى كه بوده بَيْنَ يَدَيْهِ پيش از او از كتب الهى يعنى موافق آن در راستى و درستى وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ و بيان كننده همه چيزها كه محتاج اليه باشد در دين و دنيا چه هيچ امر دينى نيست مگر كه مستند است بقرآن بىواسطه يا بواسطه وَ هُدىً و راه نماينده است مر سالكان طريق حقرا وَ رَحْمَةً و وسيله رحمت و بخشش است لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ مر گروهى را كه بگروند بتوحيد خدا و نبوة خاتم الانبياء صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم.
سورة الرعد
مكى است همه آن نزد ابن عباس و عطا و پيش كلبى و مقاتل آية آخرين مد نيست و در حق عبد اللَّه بن سلام نازل شده و حسن و عكرمه و قتاده گفتهاند كه اين سوره مدنيست مگر آية وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ و آيتى كه بعد از آنست كه اين هر دو آيه در مكه نازل شده و عدد آيات آن چهل و هشت است نزد شامى و چهل و هفت بعدد بصرى و چهل و چهار نزد اهل حجاز و چهل و سه بعدد كوفى و اختلاف در پنج آيه است لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ الظُّلُماتُ وَ النُّورُ از غير كوفى الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ و سُوءُ الْحِسابِ شامى مِنْ كُلِّ بابٍ عراقى و شامى ابى بن كعب از پيغمبر ص روايت كرده است كه هر كه سوره رعد را بخواند حقتعالى بعدد هر ابرى كه بر روى آسمان واقع شده و خواهد شد تا روز قيامت براى وى حسنه بنويسد و روز قيامت از جمله موقنان باشد بعهد خداى و ابو عبد اللَّه ع فرمود كه هر كه سورة الرعد را بسيار خواند حق تعالى او را بيحساب ببهشت بر دو شفاعت دهد او را در جميع اهل البيت و برادران دينى او كه او ايشان را شناسد و بدانكه چون حقتعالى ختم سوره يوسف كرد بذكر قصص انبياء عليهم السلام افتتاح اين سوره كرد بآنكه جميع آن از آيات كتابست و انزال آن بحق و صدق و فرموده سورة الرعد سبع و اربعون آيات مكيه