تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٨ - سوره الكهف(١٨) آيات ١٠ تا ١٩
غروب كند تَقْرِضُهُمْ ببرد از ايشان و بگردد ذاتَ الشِّمالِ سوى چپ غار وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ و ايشان در فراخىاند از غار يعنى در وسط آن بحيثيتى كه روح و نسيم هوا و خنكى آن بديشان ميرسد بجهت اين كرب غار و حر شمس بايشان ضررى نميرساند ملخص سخن آنست كه آن موضع اصلح مواضع است براى خوابيدن ايشان چه آن غاريست در مستقبل بنات النعش واقع شده و آفتاب در حين طلوع و غروب از آن ميگردد و شعاع آن بر آن نمىافتد و مع ذلك اينغار بسيار متسع است و ايشان در ميان حقيقى آن خوابيدهاند و در مقابل قطب شماليست پس شعاع آفتاب بايشان نمىافتد و نسيم شمال بر ايشان نميوزد و بجهت اين لون ايشان متغير نميگردد و جسد ايشان متعفن نمىشود و جامه ايشان سمت كهنگى نميپذيرد ذلِكَ اين ايواى ايشان در غار بر هيئت مذكوره مِنْ آياتِ اللَّهِ از دلايل قدرت حقتعالى است يا خبر دادن قصه اصحاب كهف از آيات داله است بر قدرت و علم او سبحانه مَنْ يَهْدِ اللَّهُ و هر كه را خدا راه نمايد بتوفيق و لطف فَهُوَ الْمُهْتَدِ پس او راه يافته است بفلاح و رشاد و فايز و رستگار در روز معاد مانند اصحاب كهف وَ مَنْ يُضْلِلْ و هر كه را كه فرو گذارد بجهت فرط عناد و نظر لطف و توفيق از او برداشته وى را در وادى خذلان بگذارد فَلَنْ تَجِدَ لَهُ پس تو بيابى مر او را وَلِيًّا مُرْشِداً دوستى راه راست نماينده كه او را براه راست دلالت كند و از ضلالت بهدايت رساند چون طغيانوس و اتباع او وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً و پندارى تو اصحاب كهف را بيداران زيرا كه چشمهاى ايشان باز گشوده است وَ هُمْ رُقُودٌ و حال آنكه ايشان خفتگانند در كشف الاسرار آورده كه اينحال نمودار كار جوانمردان طريقست چون بظواهر ايشان نگرى بينى كه جلوهگرند در ميدان اعمال و سراير ايشان را چون دريابى بينى كه از همه فارغ البالند در بوستان لطف ذو الجلال و بباطن مستبد و بظاهر هشيار بمعنى بىكار و بصورت در كار ظاهر ايشان با اين و آن در ساخته و باطن ايشان از همه پرداخته ابن عباس رضى اللَّه عنه فرمود كه اصحاب كهف را در هر ششماه از جانبى بجانبى ميگردانند تا زمين آنچه بر او است از اجساد ايشان نخورد و گويند در هر سال روز عاشورا ايشان را ميگردانند و بس و بر هر تقدير تقلب ايشان ثابت است كما قال اللَّه تعالى وَ نُقَلِّبُهُمْ و ميگردانيم ايشان را و يا ملائكه بامر ما ميگردانند آنها را ذاتَ الْيَمِينِ بدست راست وَ ذاتَ الشِّمالِ و بدست چپ تا زمين بمرور ايام جوانب ايشان را كه متصل است بآن نخورد وَ كَلْبُهُمْ و سگ ايشان باسِطٌ ذِراعَيْهِ گستراننده است هر دو دست خود را و سر