تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥١ - سوره طه(٢٠) آيات ١ تا ٩
موجودات و معدومات و گويند سر آنست كه احداث كنى در نفس و اخفى آنكه خواهى كه احداث آن نمايى در ثانى الحال و نزد مجاهد سر آنست كه مستور سازند از مردمان و اخفى وسوسه صدور و زيد بن اسلم گفته كه معنى آيه آنست كه حق سبحانه ميداند اسرار خلايق را و ميداند سر ذات خود را و مرويست از امام محمد باقر و امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما كه
السر ما احفية فى نفسك و اخفى ما خطر ببالك
سر آنست كه اخفاى آن كنى در نفس خود و اخفى آنچه در خواطر تو خطور كند خلاصه معنى آنست كه اگر آشكارا سازى ذكر خدا را و خواندن او را پس بدانكه او بىنياز است از جهر تو چه او ميداند سر را و آنچه اخفى از آنست و در اين آيه تنبيه است بر آنكه مشروعية ذكر و دعا و جهر آن نه بجهت اعلام بنده است او سبحانه را بما فى الضمير بلكه بجهت تصوير نفس است بذكر و رسوخ ان در آن و منع نفس از اشتغال بغير او سبحانه و هضم آن بتضرع و تخشع و چون باين آيات ظاهر شد كه او سبحانه مستجمع صفات الوهيت است از اين جهت بعد از اين تبيين تفرد خود مينمايد بآن صفات و توحد او بمقتضاى آن و ميگويد اللَّهُ خداى بحق لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نيست معبودى سزاوار پرستش مگر او چه هيچكس مستحق آن نيست كه اين نام بر آن اجرا توان كرد مكر او لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى مر او راست نامهاى نيكوتر يا صفتهاى پسنديدهتر و ببايد دانست كه جمله موصوله كه ممن خلق است تا به اينجا از براى تعظيم منزلست كه مستلزم تكريم منزلست چنان كه دانسته شد و من ممن خلق صله تنزيل است يا صفت آن و انتقال از تكلم بغيبت جهت تفنن كلام است و يا بجهة آنكه تسرد و تتابع اين صفات يا بلفظ غيبت اليق است و ديگر آنكه او سبحانه او لا تفخيم منزل نمود باسناد آن به انزلنا كه ضمير واحد است بصورت جمع و ثانيا نسبت داد آن را بكسى كه مختص است بصفات عظمة و تمجيد تا فخامت آن از هر دو طريق مضاعف گردد پس معلوم شد كه وجه تفخيم منزل اسناد انزال آنست بضمير واحد عظيم الشان كه صيغه جمع متكلم است و نسبت آن بكسى كه مختص است بصفات جلال و اكرام و تنبيه بر آنكه آن منزل واجبست تصديق بآن كردن و انقياد آن نمودن از حيثيت آنكه ان از كلام كسيست كه متصف است به اين صفات جلال و ميتواند بود انزلنا حكايت كلام جبرئيل باشد و فرشتگان كه باو نازل شده باشند و بدانكه حسنى تانيث احسن است وصف اسما بان بجهت آنست كه در حكم مونث است كقولك الجماعة الحسنى و نظير اينست مآرب اخرى و حدائق ذات بهجة و غير ذلك و فضل اسماى او سبحانه بر ساير اسما در حسن بجهت دلالت آنست بر معانى كه اشرف و افضل معانيند چه آنها مبتنىاند بر تعظيم و تمجيد و تقديس و ربوبيت و افعالى كه در نهايت حسن اند عبد اللَّه بن سلام بن صالح هروى از على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليه روايت كرده كه آن حضرت