تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٤ - سوره الإسراء(١٧) آيات ٩٠ تا ٩٩
روايت شده كه عتبه و شيبه پسران ربيعه و ابو سفيان و نضر بن حارث و ابو جهل بن هشام و امثال ايشان از صناديد قريش بعد از غروب در پس خانه كعبه جمع شدند و گفتند محمد (ص) را احضار مىبايد كرد تا با او مباحثه كنيم در آنچه دعوى ميكند پس شخصى را بطلب حضرت (ص) فرستادند حضرت بجهت طمع آن كه دلهاى ايشان را نرم سازد بايمان اجابت فرموده حاضر شد و در ميان بنشست گفتند اى محمد (ص) تو را طلبيديم تا نوعى كنيم كه نزاع ميان ما و تو برخيزد و اللَّه كه ما در عرب كسى را نديدهايم كه با قوم خود اين همه درشتى كند كه تو با ما ميكنى ابا و اجداد ما را دشنام ميدهى و ايشان را عيب ميكنى و زبان به خدايان ما دراز كرده دشنام مىدهى و مذمت ميكنى و سنگ تفرقه ميان الفت و جمعيت ما مىاندازى و هيچ زشتى و درشتى نماند كه با ما نكردى اگر براى مالست ما تو را غنى گردانيم كه در عرب از تو غنى ترى نباشد و اگر رياست مىخواهى تو را اين منصب بدهيم و اگر جنيان تو را زحمت ميرسانند ما طبيبى حاذق بياريم تا در علاج تو كوشد حضرت جواب داد كه اينها هيچ كدام نيست حقتعالى مرا بشما فرستاده و كتابى بمن داده كه شما را به بهشت مژده دهم و از دوزخ بترسانم اگر سخن من قبول كنيد در دنيا و آخرت مرفه الحال باشيد و اگر قبول نكنيد من صبر كنم تا خدا ميان من و شما حكمى كند ايشان گفتند اى محمد (ص) تو ميدانى كه زمين ما تنگترين زمينهاست و كم آبترين جاىها اگر تو در دعوى نبوة و رسالت صادقى دعا كن تا خدا اينكوهها از ميان بردارد و زمين فراخ شود و چشمهها روان گرداند چنان كه در شام و عراقست و پدران ما را زنده گرداند از جمله قصى بن كلاب كه او پيرى صادق القول بوده تا احوال تو از او پرسيم اگر تو را راستگو داند ما همه بتو ايمان آريم و بدانيم كه تو را نزد خدا تقرب بسيار است رسول (ص) فرمود كه مرا باين امر نفرمودهاند بلكه مرا برسالت فرستادهاند و قرآنى بمن دادهاند تا معجزه من باشد اگر در نبوت من شك داريد مثل اين قرآن را بياريد و چون نميتوانيد آورد پس البته من پيغمبر خدايم و شما بجهت فرط عناد و استكبار بمن نميگرويد گفتند اگر اين آيات مذكوره را بما نمى نمايى از خدا در خواه تا تو را بوستانى دهد از اشجار مثل انگور و خرما و ساير ميوهها و جويهاى آب در ميان آن بوستان روان گرداند و اگر اين نيز نمىكنى از او در خواه تا تو را بگنجهاى زمين راه نمايد و از درويشى خلاص شده غنى شوى و اگر باين نيز اقدام نميكنى پاره از آسمان بر ما افكن تا هلاك شويم يا خانه از زر براى تو بسازد و تو در آن بنشينى رسول (ص) فرمود اگر خداى من خواهد اين كارها بكند چه او بر اين قادر است و بيشتر از اين يكى از ايشان گفت ما بتو ايمان نياريم تا خدا را با فرشتگان بما نيارى بعد از آن گفتند كه ما شنيدهايم اين قرآن را آن گه در يمامه است و رحمن نام دارد بتو مىآموزد و ما دست از تو نداريم تا تو را هلاك كنيم يا تو ما را هلاك كنى رسول از ميان ايشان دلتنگ برخواست و بيرون آمد و